ثواب قرائت کدام سوره بیشتر است؟

قرائت و تلاوت تمام سوره های قرآن آثار دنیوی و اخروی بی شماری دارد و برای هر کدام از سوره های قرآن فضائل زیادی بیان شده است .
به این نکته باید توجه داشت که قرآن برنامه ی زندگی و کتاب عمل است و تلاوت آن سرآغازی است برای تفکر و ایمان و وسیله ای است برای عمل کردن به محتوای قرآن و همه پاداشهای عظیم نیکو کاران نیز از همین جا و با همین شرایط تحقق می یابد.

نکته دیگری که قابل تذکر است این است که ما نباید به خواندن قرآن به عنوان یک کار تجاری نگاه کنیم و دنبال این باشیم که کدام سوره از همه ثواب بیشتری دارد و تنها با خواندن همیشگی آن سوره از برکت سوره های دیگر محروم بمانیم. قرآن مجموعه ای است که باید همه ی آن در کنار هم باشد و انسان با بهره گیری از همه ی آن است که می تواند به خودسازی بپردازد.

البته در روایات فضیلت ها و برکات خاصی برای هر کدام از سوره ها و حتی بعضی از آیات قرآن بیان شده است. که از باب نمونه به ذکر برخی از این فضائل می پردازیم:
فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم»

در روایات اسلامی به قدری به این آیه اهمیت داده شده که آن را چیزی هم ردیف اسم اعظم الهی معرفی می کند. چنانکه از امام صادق (علیه السلام) نقل شده: “«بسم الله الرحمن الرحیم» به اسم اعظم خدا نزدیک تر است از مردمک چشم به سفیدی آن”.[ تفسیر برهان، ج ۱، ص ۴۱] روایات بسیاری به همین مضمون در فضیلت «بسم الله الرحمن الرحیم» به ما رسیده است.
فضیلت سوره حمد

در باب فضیلت سوره های قرآن هم در روایات برای هر سوره ای فضیلتی ذکر شده مثلاً درباره ی سوره ی حمد (فاتحه الکتاب) از رسول اکرم (صلی الله علیه وآله) نقل شده است که حضرت فرمودند: “هر کس سوره فاتحه الکتاب را بخواند به او آن چنان پاداشی می دهند که گویی دو ثلث قرآن را خوانده و بر هر مۆمن صدقه داده است.”[ تفسیر المجمع البیان، ج ۱، ص ۱۴ و ۱۵]

می خواهی دو سوره به دو تعلیم کنم که برترین سوره های قرآن هستند؟ عرض کرد: آری ای رسول خدا حضرت معوذتین (سوره ی فلق و سوره ی ناس) را به او تعلیم کردند. سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمودند و فرمودند هر گاه بر می خیزی و می خوابی این دو سوره را بخوان

در روایت دیگری وارد شده که:” هر کس این سوره(حمد) را بخواند هر چه از خدا بخواهد به او می دهد.” یا سوره ی حمد را شفای برای هر درد و بیماری معرفی کرده اند. به هر حال روایات بسیاری در اهمیت این سوره وارد شده است و قرائت آن ثواب بسیار زیادی دارد.
فضیلت سوره توحید

درباره ی سوره ی توحید هم فضائل زیادی ذکر شده از جمله اینکه سوره توحید را ثلث قرآن می دانند و در تشییع جنازه خواننده سوره ی توحید هفتاد هزار ملک می آیند پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) فرمودند کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد خواندن سوره ی توحید بعد از هر نماز ترک نکند چرا که هر کس آن را بخواند خداوند خیر و دنیا آخرت را برای او جمع می کند و خودش و والدین او و فرزندان او را می آمرزد.[ تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۲۹]
توصیه به قرائت سوره توحید

در باب فضیلت این سوره آیت الله وحید خراسانی نکته ای را به جوانان بیان می کنند:

به دیگران هم سفارش کنید، نماز صبح را که خواندید، یازده بار سوره (قل هو الله احد) را بخوانید، وقت خواب هم یازده بار این سوره را بخوانید، بین روز هم که بیکارید، راه می روید، این سوره را بخوانید، شما جوانها از حالا شروع کنید، بعد روحتان می شود اکسیر احمر، یک روز می بینی شب شده، صد تا سوره (قل هو الله احد) خواندی، آن وقت این صد تا سوره چه می کند؟

به حکم روایات متعدده هم از طرق عامه، هم از طرق خاصه، قرائت یک سوره (قل هو الله احد) ثلث تورات، ثلث انجیل، ثلث زبور، ثلث قرآن، حساب می شود، آن وقت سه سوره که خواندی، خدا به رحمت واسعه اش اجر تورات و انجیل و زبور و قرآن را به تو می دهد، این سوره را بخوانید، شروع کنید از امروز، همه را هم هدیه به امام زمان کنید، آن هدیه به امام زمان اثرش این است، که این سوره دیگر رد نمی شود.
افضلیت آیت الکرسی در سوره بقره

درباره ی سوره ی بقره از پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) سۆال شد که کدام سوره افضل سوره ها می باشد حضرت فرمودند:” سوره بقره و در آن آیة الکرسی.”

ثواب آیة الکرسی آنقدر زیاد است که شیعه و سنی نقل کرده اند که پیامبر (صلی الله علیه وآله) فرمودند: هر گاه مۆمنی آیة الکرسی بخواند و ثواب آن را به اهل قبور اهدا کند خداوند به ازاء هر حرفی برای او فرشته ای قرار می دهد که تا روز قیامت برای او تسبیح کنند.

پیامبر اعظم (صلی الله علیه وآله) فرمودند کسی که ایمان به خدا و روز قیامت دارد خواندن سوره ی توحید بعد از هر نماز ترک نکند چرا که هر کس آن را بخواند خداوند خیر و دنیا آخرت را برای او جمع می کند و خودش و والدین او و فرزندان اون را می آمرزد
دو سوره از برترین سوره ها

همچنین در روایتی از پیامبر (صلی الله علیه وآله) نقل شده که به یکی از یارانش فرمود: می خواهی دو سوره به تو تعلیم کنم که برترین سوره های قرآن هستند؟ عرض کرد: آری ای رسول خدا. حضرت معوذتین (سوره فلق و سوره ناس) را به او تعلیم کردند. سپس آن دو را در نماز صبح قرائت نمودند و فرمودند هر گاه بر می خیزی و می خوابی این دو سوره را بخوان[ تفسیر نمونه، ج ۲۷، ص ۴۵۴]
توصیه به قرائت قرآن و سوره یس

سعی کنید هر روز بدون استثناء یک قسمت از قرآن را بخوانید، حداقل پنجاه آیه، اگر بخوانید، ده برکت در دنیا و آخرت نصیبتان می شود. از امروز شروع کنید. هر روز یک سوره یس بخوانید چون ایام، ایام امام زمان است، آن سوره یس را که هر روز می خوانید، هدیه کنید به خود امام زمان. ان شاء الله با این برنامه هم سعادت دنیاتان تأمین می شود و هم سعادت آخرتتان. (بیانات آیت الله وحید خراسانی)

خلاصه هر سوره ای از قرآن خاصیتی دارد پس به راحتی نمی شود قضاوت کنیم کدام سوره ثواب بیشتری دارد. بلکه باید همه قرآن را قرائت کرد و از همه ی فضائل قرآن بهرمند شد.
منابع:

بیانات آیت الله وحید خراسانی

سایت حوزه

اندیشه قم

بیانات آیت الله مظاهری




طبقه بندی: مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی،

تاریخ : دوشنبه 31 تیر 1392 | 10:19 | نویسنده : سپیده | نظرات

اگر از ماه رمضان روزه قضا دارید بخوانید

اگر کسی روزه ماه رمضان را عمداً (بدون عذر شرعی مانند مریضی) نگیرد، باید قضاى آن را بجا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام بدهد، یا یک بنده آزاد کند و چنانچه تا رمضان آینده قضاى آن روزه را بجا نیاورد براى هر روز نیز دادن یک مد طعام لازم است.

در این مقاله به سه سوال فقهی پاسخگو خواهیم بود:

سوال: اگر کسی روزه سال قبل را نگرفته و تا ماه رمضان آینده نیز قضا نکرده باشد چه حکمی دارد؟

سه صورت برای پرسش شما وجود دارد که ما با استفاده از دیدگاه های مراجع تقلید، به تفکیک به پاسخ آن می پردازیم.

یک. اگر به واسطه مرضى، روزه رمضان را نگیرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بکشد، قضاى روزه‏هایى را که نگرفته بر او واجب نیست و باید براى هر روز یک مدّ که تقریباً ده سیر (۷۵۰ گرم) است گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۹۴۷، مسأله ۱۷۰۳)

دو. اگر به واسطه عذر دیگرى؛ مثلًا براى مسافرت روزه نگرفته باشد و عذر او تا رمضان بعد باقى بماند، روزه‏هایى را که نگرفته باید قضا کند و احتیاط مستحب آن است که براى هر روز یک مد طعام هم به فقیر بدهد. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۹۴۷، مسأله ۱۷۰۳)

سه. اگر در ماه رمضان به واسطه عذرى روزه نگیرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آینده عمداً قضاى روزه را نگیرد باید روزه را قضا کند و براى هر روز یک مد گندم یا جو و مانند اینها هم به فقیر بدهد. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۹۴۷، مسأله ۱۷۰۵)

سوال: اگر قضای روزه رمضان را تا رمضان آینده نگیرد، آیا معصیت کرده است یا نه؟

اگر قضاى روزه رمضان را (یک سال یا )چند سال تأخیر بیندازد باید قضا را بگیرد، و براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۹۴۹) بنابراین چنین کاری حرام نیست و شخص معصیت نکرده است. (مستمسک العروة الوثقى، ج‏۸، ص ۵۰۶؛ المستند فی شرح العروة الوثقى، ج‏۲، ص ۱۹۸؛ صراط النجاة (خویی)، ج۲، ص ۱۵۰، س ۴۷۲)

سوال: ۱٫ کسی که نمی داند از سال های قبل (سال های اولیه تکلیف) نماز قضا دارد یا نه و حتی نمی تواند حدس بزند که مثلاً چقدر نماز قضا دارد، تکلیفش چیست؟

۲٫ کسی که نمی داند از سال های قبل (سال های اولیه تکلیف) روزه قضا دارد یا نه و حتی نمی تواند حدس بزند که مثلاً چقدر روزه قضا دارد، تکلیفش چیست؟

۳٫ کسی که روزه قضای خود را تا ماه رمضان آینده نگیرد و وارد ماه رمضان شود و بعد از آن بخواهد قضای آن را بگیرد، آیا کفاره نیز شاملش می شود؟

۱٫ اگر کسی نمی داند که آیا نماز قضایی بر عهده اش است یا خیر، چون یقین به قضا شدن ندارد، چیزی بر عهده او نبوده و بجا آوردن نماز قضا بر او واجب نیست. (حسینی خامنه ای، سید علی، أجوبة الاستفتاءات (بالفارسیة)، ص ۱۰۶، س ۵۲۶ و ۵۲۷) پس، بر شما چیزی واجب نیست.اما اگر یقین به داشتن نماز قضا داشته، ولی مقدار آن را نمی دانید (و نمی توانید حدس بزنید) اگر مقدار کمتر را بخوانید کافی است. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج‏۱، ص ۷۵۴، مسئله ۱۳۸۳)

۲٫ اگر یقین ندارید که روزه ای قضا شده یا نه، مانند نماز چیزی بر عهده شما نیست. اما اگر نمی توانید مقدار قضا شده را حدس بزنید، فتوای مراجع عظام تقلید به شرح ذیل است:

آیة الله خامنه ای(دام ظله): جایز است که به قضاى آن مقدار از روزه‏هایش که یقین به فوت آنها دارد، اکتفا نماید. (أجوبة الاستفتاءات (بالفارسیة)، ص ۱۷۰، س ۸۱۹)

آیة الله فاضل (ره): اگر در تعداد روزهایى که نگرفته و باید قضا کند شک دارد، باید به مقدارى که یقین دارد روزه نگرفته قضا کند. مثلًا اگر شک کند که پنج روزه قضا بر عهده او است یا هفت روزه باید پنج روز را قضا کند. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج۱، ص ۹۴۵)

آیة الله زنجانی(دام ظله): بنابر احتیاط واجب باید مقدار بیشترى را که احتمال مى‏دهد روزه نگرفته قضا نماید. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج۱، ص ۹۴۵)

آیة الله مکارم شیرازی(دام ظله): همان مقدار که یقین دارید روزه نگرفته اید قضا کنید. (سایت معظم له، استفتائات، احکام روزه قضا)

آیة الله بهجت(ره): به مقدار یقینى باید انجام دهید (قضا کنید). (سایت معظم له، استفتائات، احکام روزه قضا)

۳٫ اگر روزه رمضان را عمداً (بدون عذر شرعی مانند مریضی) نگیرد، باید قضاى آن را بجا آورد و براى هر روز دو ماه روزه بگیرد یا به شصت فقیر طعام بدهد، یا یک بنده آزاد کند و چنانچه تا رمضان آینده قضاى آن روزه را بجا نیاورد براى هر روز نیز دادن یک مد طعام لازم است. (توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج۱، ص ۹۴۹، م ۱۷۱۰)

خلاصه: اگر کسی به واسطه مرضى روزه رمضان را نگیرد و مرض او تا رمضان سال بعد طول بکشد، قضاى روزه‏هایى را که نگرفته بر او واجب نیست و باید براى هر روز یک مد (که تقریباً ده سیر(۷۵۰ گرم) است)، طعام یعنى گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد.

اما اگر به واسطه سفر روزه را نگیرد پس باید هر روزی را که نگرفته قضا کند و براى هر روز یک مد (که تقریباً ده سیر(۷۵۰ گرم) است)، طعام یعنى گندم یا جو و مانند اینها به فقیر بدهد. ولی اگر عمداً روزه را نگیرد، باید هم قضا کند و هم کفاره بدهد و هم براى هر روز یک مد طعام به فقیر بدهد.
و اما در مورد نمازهای قضا شده نظرات آیات عظام به این شرح است:

آیة الله مکارم شیرازی(دام ظله): مثلًا نمى‏داند دو نماز بوده یا سه نماز، کافى است مقدار کمتر را بخواند، امّا اگر قبلًا شماره آنها را مى‏دانسته، ولى به واسطه سهل انگارى فراموش کرده، احتیاط واجب آن است که مقدار بیشتر را بخواند.

آیة الله فاضل (ره): احتیاط واجب آن است، چنانچه شماره آنها را قبلًا مى‏دانسته و بعد فراموش نموده مقدار زیادتر را بخواند.

آیة الله بهجت(ره): چنانچه براى او مشکل نیست و عسر و حرج در کار نباشد، لازم است آن قدر نماز بخواند تا علم پیدا کند به مقدار نمازهاى قضا شده یا این که بیشتر نماز قضا خوانده است، و اگر تحصیل علم ممکن نیست، به مقدارى که اطمینان پیدا کند، نماز بخواند؛ و اگر آن هم نشد، به قدرى که گمان پیدا کند؛ و این احتیاطات، در صورتى است که مى‏داند یا احتمال مى‏دهد که سابقاً مقدار آنها را مى‏دانسته و الّا فقط به قدرى که یقین دارد نماز بخواند و در مورد مقدار بیشتر، احتیاط کردن خوب است، ولى ظاهر این است که لازم نیست.

(آیات عظام: گلپایگانى، خوئى، تبریزى، سیستانى، زنجانى، صافى): مسأله کسى که مثلًا چند نماز صبح یا چند نماز ظهر از او قضا شده و شماره آنها را نمى‏داند مثلًا نمى‏داند که سه یا چهار یا پنج نماز بوده، چنانچه مقدار کمتر را بخواند کافى است. ولى بهتر آن است که به قدرى نماز بخواند که یقین کند تمام آنها را خوانده است؛ مثلًا اگر فراموش کرده که چند نماز صبح از او قضا شده است و یقین دارد که بیشتر از ده نماز نبوده (خوئى، تبریزى، سیستانى): احتیاطاً ده نماز صبح بخواند.

آیة الله زنجانی(دام ظله): احتیاط مستحب آن است که مقدار بیشتر را بخواند؛ بخصوص اگر شماره آنها را مى‏دانسته و فراموش کرده، مثلًا اگر فراموش کرده که چند نماز صبح از او قضا شده و یقین دارد که بیشتر از ده نبوده، به احتیاط مستحب ده نماز صبح بخواند.

منابع:

سایت اسلام کوئیست

توضیح المسائل (المحشى للإمام الخمینی)، ج


طبقه بندی: مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی، ماه رمضان، ماه خــدا،

تاریخ : سه شنبه 18 تیر 1392 | 10:24 | نویسنده : سپیده | نظرات

روزهای پایانی ماه شعبان چه کنیم؟

حجت‌الاسلام والمسلمین احمد غلامعلی، عضو هیئت علمی دانشگاه قرآن و حدیث در مورد شرایط ورود به ماه مبارک رمضان و استفاده درست از این ماه خدا گفت: روزهای پایانی ماه شعبان است، در روایتی از امام رضا(ع) آمده که ایشان در اواخر این ماه همواره می فرمودند: «اللهم ان لم تغفر لنا فیما مضی من شعبان فاغفر لنا فیما بقی منه: خدایا اگر در این روزهایی که از ماه شعبان گذشت، ما را نیامرزیدی در این روزهای باقیمانده ما را مشمول مغفرت و رحمت خود قرار بده.» نکته دیگر استغفار فراوانی است که ما باید در ماه شعبان انجام می‌دادیم، در این چند روز باقیمانده استفاده کنیم و این استغفار را انجام دهیم.

وی افزود: نکته سوم اینکه سیره پیامبر اعظم(ص) این بود که کل ماه شعبان را روزه می گرفتند، اگر کسی نمی تواند این کار را انجام دهد. حداقل دوشنبه پیش رو و یا چند روز باقیمانده را روزه بگیرد. معمولا ایرانی‌ها روز آخر ماه شعبان که به ماه رمضان متصل می‌شود را به عنوان استقبال از ماه مبارک روزه می گیرند که خیلی پسندیده است.

وی در پاسخ به این سؤال که ما برای ماه مبارک رمضان چگونه خودمان را آماده کنیم؟، اظهار داشت: بهتر است برای پاسخ به این سؤال، از بیانات ائمه(ع) استفاده کنیم. من در پاسخ به این سؤال از دعاهای امام سجاد(ع) بهره می گیرم و همان نکته ای که ایشان در دعای چهل و چهارم صحیفه سجادیه برای استقبال از ماه رمضان بیان فرمودند را برای شما و خوانندگان بیان می کنم.

اولین نکته وصف ماه مبارک رمضان است، امام سجاد(ع) در این دعا، ماه مبارک رمضان را به عنوان، این موضوع بیان می کند که خداوند راه‌های احسان خود را برای ما مشخص کرده است. ایشان خداوند را سپاس می‌گوید که یکی از راه های خود را ماه رمضان قرار داده است. اگر ما از ماه رمضان درست استفاده کنیم به خداوند می‌رسیم و در همان مسیری که خداوند می خواهد قدم می گذاریم.

غلامعلی در ادامه سخنانش تصریح کرد: امام سجاد(ع) در وصف ماه رمضان از چند اسم نام برده است: «شهرالصیام» (ماه روزه)، «شهرالاسلام»(ماه اسلام) یعنی در حقیقت ماه رمضان، بیانگر اسلام واقعی است و اگر ما بخواهیم در جهان خودمان را معرفی کنیم باید به ماه مبارک رمضان معرفی کنیم و طوری رفتار کنیم که واقعا جهانیان ما را همان طور که باید در اسلام باشیم بشناسند؛ حالات آرامش، همزیستی مسالمت‌آمیز، عشق و علاقه به یکدیگر، گذشت و … را مشاهده کنند.

وی افزود: امام سجاد(ع) در این دعا بیان فرمودند: «شهرالطهور» این ماه، ماه پاکی است. «شهرالتنظیف» (ماه پاک‌سازی و ماه پاک شدن از آلودگی‌هاست.) در این ماه عملا باید آلودگی ها را کنار بگذاریم. یکی دیگر از وصفهایی که بر این ماه هست «شهرالقیام» (ماه شب زنده‌داری) است که در این ماه موفق به شب زنده‌داری می شویم. از این جهت این تعریف‌ها را امام(ع) بیان کردند که برای ما عبرت آموز است به ویژه شهرالتنظیف(ماه پاک سازی) به این معنا که آهنی را در کوره می اندازید که ناخالصی‌هایش پاک شود و آهن خالص بماند یا طلا به هماره ناخالصی‌ها را می‌اندازند تا طلای خالص باقی بماند. این وصف ماه مبارک رمضان از دیدگاه امام سجاد(ع) است.

این کارشناس مذهبی در مورد چگونگی استقبال از ماه رمضان گفت: براساس دعاهای امام سجاد(ع) این استقبال‌ها دو قسمت است: اول اینکه ایشان از خداوند می خواهد ما را یاری کن تا روزه این ماه را بگیریم. روزه واقعی به چیست؟ فرمود: روزه‌گیری ماه رمضان این است که اندام از گناه بازداریم یعنی با دست و چشم و گوش و … گناه نکنیم که در این صورت، روزه واقعی است. باید همه اندام خود را در جایی به کار ببندیم که مورد خشنودی خداست. نشانه اش هم این است که اگر افراد اندام و اعضاء و جوارح خودشان را بتوانند کنترل کنند نشانه و بازتاب آن در گوش کردن و دیدنشان مشخص می شود. افرادی که روزه واقعی بگیرند امام می فرماید: در ماه رمضان حرف‌های بیهوده گوش نمی دهند. زمانی که بینند حرف بیهوده ای زده می شوند بلند می شوند و از آنجا می روند. این افراد با دیده خود به سوی لهو نمی شتابند. وقتی می‌‌بینند که شبکه‌ای فیلمی دارد که چندان برایش مفید نیست شبکه را عوض می کنند. اینها نشانه هایی است که نشان می دهد این افراد موفق شدند روزه واقعی را بگیرند.

وی با اشاره به اینکه اگر ما می خواهیم توفیق روزه‌داری واقعی را داشته باشیم از نگاه امام سجاد (ع) هفت شاخصه را باید رعایت کرد، تأکید کرد: اگر این گونه شود نتیجه اش این می شود که لبخند در جامعه ما فراوان می شود. همزیستی مسالمت آمیز و مصالحه اجتماعی در جامعه به وجود می آید. شاخصه ها عبارت از این است که به خویشاوندان خود نیکی و هدیه بدهیم. چقدر خوب است که پدر به فرزندان خود خصوصا فرزندان کوچکی که روزه می گیرند یا به همسرش هدیه بدهد که یکی از این هدیه‌ها همان افطاری دادن است. دوم اینکه این کار را در ارتباط با همسایه ها انجام دهیم. ماه رمضان تمرینی است که به همسایگان خود نیکویی کنیم و به آنها افطاری دهیم. سوم اینکه دارایی های خود را از پیامدهای بد حفظ کنیم. در این ماه مبارک تمرین کنیم که از حلال استفاده کنیم.

وی افزود: شاخصه دیگر این است که بتوانیم حقوق شرعی خودمان مانند خمس و زکات را پرداخت کنیم. سال خمسی را ماه رمضان قرار دهیم که امام سجاد(ع) هم همین را از ما خواسته است. شاخصه دیگر این است که اگر افرادی با ما قهر کردند، ماه رمضان، ماه بسیار خوبی است که با آنها آشتی کنیم، اگر می خواهیم توفیق روزه‌داری واقعی داشته باشیم. ششمین شاخصه این است که در برخوردها و در تحلیلها و قضاوتها انصاف داشته باشیم. شاخصه آخر این است که با دشمنان مسالمت کنیم مگر دشمنی که در راه خدا با او دشمنی کردیم. اگر این هفت شاخصه رعایت شود روزه درست اگر رعایت نشود، در ماه رمضان گرسنگی و تشنگی را تحمل می کنیم و در نهایت مقصد مورد نظر نخواهیم رسید.

وی در پایان سخنانش با بیان این بیت از مولوی که می‌گوید: رو سینه را چون سینه ها هفت آب شوی از سینه ها/ وآنگه شراب عشق را پیمانه شو پیمانه شو، گفت: یعنی قلب را مانند سینه های اولیای خدا با هفت آب شستشو دهیم، آنگاه شراب عشق که یکی از آنهاهمان مبارک رمضان است را می‌توانیم سر بکشیم و از آن لذت ببریم.

مهر




طبقه بندی: ماه شعبان، ماه رسول خدا، مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی،

تاریخ : یکشنبه 16 تیر 1392 | 10:17 | نویسنده : سپیده | نظرات

حضرت ابوالفضل,میلاد  حضرت ابوالفضل,ولادت  حضرت ابوالفضل

 

 
میلاد فرزند شجاعت

ده سال پس از رحلت حضرت رسول(ص) و حضرت فاطمه(س)، وقتی علی(ع) به فكر گرفتن همسر دیگری بود، عاشورا در برابر دیدگانش بود. برادرش «عقیل » را كه در علم نسب‏ شناسی وارد بود و قبایل و تیره‏ های گوناگون و خصلتها و خصوصیّتهای اخلاقی و روحی آنان را خوب می‏شناخت طلبید. از عقیل خواست كه: برایم همسری پیدا كن شایسته و از قبیله ‏ای كه اجدادش از شجاعان و دلیر مردان باشند تا بانویی این چنین، برایم فرزندی آورد شجاع و تكسوار و رشید.

 پس از مدّتی، عقیل زنی از طایفه كلاب را خدمت امیرالمؤمنین(ع) معرفی كرد كه آن ویژگی ها را داشت. نامش «فاطمه»، دختر حزام بن خالد بود و نیاكانش همه از دلیرمردان بودند. از طرف مادر نیز دارای نجابت خانوادگی و اصالت و عظمت بود. او را فاطمه كلابیّه می گفتند و بعدها به «امّ‏ البنین» شهرت یافت، یعنی مادرِ پسران، چهار پسری كه به ‏دنیا آورد و عبّاس یكی از آنان بود.

 عقیل برای خواستگاری او نزد پدرش رفت. وی از این موضوع استقبال كرد و با كمال افتخار، پاسخ آری گفت. حضرت علی(ع) با آن زن شریف ازدواج كرد. فاطمه كلابیّه سراسر نجابت و پاكی و خلوص بود. در آغاز ازدواج، وقتی وارد خانه علی(ع) شد، حسن و حسین (علیهماالسلام) بیمار بودند. او آنان را پرستاری كرد و ملاطفت بسیار به آنان نشان داد.

 



ادامه مطلب

طبقه بندی: ماه شعبان، ماه رسول خدا، مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی،

تاریخ : چهارشنبه 22 خرداد 1392 | 23:48 | نویسنده : سپیده | نظرات

مقام روز پدر, مقام پدر,  روز پدر

مقام پدر

 

وقضی ربك الا تعبدو الا ایاه و بالوالدین احسانا


و امر كرد پروردگارتو كه بندگی مكنید مگرخدا را ونسبت به پدرومادرنیكی و مهربانی كنید(سوره اسراء-ایه۲۳)

 

درباره دو موجود گران بها و اشاره به مقام والای آنها یعنی پدر ومادر همین بس كه در قرآن بعد از توحید ویگانگی ذات بی مثالش اشاره به توجه به پدر ومادر نموده است.

 


ادامه مطلب

طبقه بندی: مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی،

تاریخ : پنجشنبه 2 خرداد 1392 | 23:58 | نویسنده : سپیده | نظرات
تاریخ : سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 | 23:41 | نویسنده : سپیده | نظرات

امام صادق علیه السلام فرمود:«رحم الله عمى العباس لقد اثر و ابلى بلاء حسنا... » (1) خدارحمت كند عموى ما عباس را،عجب نیكو امتحان داد،ایثار كرد و حداكثر آزمایش را انجام داد.براى عموى ما عباس مقامى در نزد خداوند است كه تمام شهیدان غبطه مقام او را مى‏برند.)اینقدر جوانمردى،اینقدر خلوص نیت،اینقدر فداكارى! ما تنها از ناحیه پیكر عمل نگاه مى‏كنیم،به روح عمل نگاه نمى‏كنیم تا ببینیم چقدر اهمیت دارد.

شب عاشوراست.عباس در خدمت ابا عبد الله علیه السلام نشسته است.در همان وقت‏یكى از سران دشمن مى‏آید،فریاد مى‏زند:عباس بن على و برادرانش را بگویید بیایند. عباس مى‏شنود ولى مثل اینكه ابدا نشنیده است،اعتنا نمى‏كند.آنچنان در حضور حسین بن على مؤدب است كه آقا به او فرمود:جوابش را بده هر چند فاسق است.مى‏آید مى‏بیند شمر بن ذى الجوشن است.شمر روى یك علاقه خویشاوندى دور كه از طرف مادر عباس دارد و هر دو از یك قبیله‏اند،وقتى كه از كوفه آمده است‏ به خیال خودش امان نامه‏اى براى ابا الفضل و برادران مادرى او آورده است.به خیال خودش خدمتى كرده است.تا حرف خودش را گفت،عباس علیه السلام پرخاش مردانه‏اى به او كرد،فرمود:خدا تو را و آن كسى كه این امان نامه را به دست تو داده است لعنت كند.تو مرا چه شناخته‏اى؟ درباره من چه فكر كرده‏اى؟تو خیال كرده‏اى من آدمى هستم كه براى حفظ جان خودم، امامم،برادرم حسین بن على علیه السلام را اینجا بگذارم و بیایم دنبال تو؟آن دامنى كه ما در آن بزرگ شده‏ایم و آن پستانى كه از آن شیر خورده‏ایم،این طور ما را تربیت نكرده است.

جناب ام البنین،همسر على علیه السلام،چهار پسر از على دارد.مورخین نوشته‏اند على علیه السلام مخصوصا به برادرش عقیل توصیه مى‏كند كه زنى براى من انتخاب كن كه‏«ولدتها الفحولة‏» از شجاعان زاده شده باشد،از شجاعان ارث برده باشد«لتلد لى ولدا شجاعا»مى‏خواهم از او فرزند شجاع به دنیا بیاید.(البته در متن تاریخ ندارد كه على علیه السلام گفته باشد هدف و منظور من چیست،اما آنها كه به روشن بینى على معترف و مؤمن‏اند مى‏گویند على آن آخر كار را پیش بینى مى‏كرد.) عقیل،ام البنین را انتخاب مى‏كند.به آقا عرض مى‏كند كه این زن از نوع همان زنى است كه تو مى‏خواهى.چهار پسر كه ارشدشان وجود مقدس ابا الفضل العباس است،از این زن به دنیا مى‏آیند،هر چهار پسر در كربلا در ركاب ابا عبد الله حركت مى‏كنند و شهید مى‏شوند.وقتى كه نوبت‏ بنى هاشم رسید،ابا الفضل كه برادر ارشد بود به برادرانش گفت:برادرانم!من دلم مى‏خواهد شما قبل از من به میدان بروید،چون مى‏خواهم اجر شهادت برادر را ادراك كرده باشم.گفتند:هر چه تو امر كنى.هر سه نفر شهید شدند،بعد ابا الفضل قیام كرد.این زن بزرگوار(ام البنین)كه تا آن وقت زنده بود ولى در كربلا نبود،شهادت چهار پسر رشید خود را درك كرد و در سوگ آنها نشست.در مدینه برایش خبر آمد كه چهار پسر تو در خدمت ‏حسین بن على علیه السلام شهید شدند.براى این پسرها ندبه و گریه مى‏كرد.گاهى سر راه عراق و گاهى در بقیع مى‏نشست و ندبه‏هاى جانسوزى مى‏كرد.زنها هم دور او جمع مى‏شدند.مروان حكم كه حاكم مدینه بود،با آنهمه دشمنى و قساوت گاهى به آنجا مى‏آمد و مى‏ایستاد و مى‏گریست.از جمله ندبه‏هایش این است:

لا تدعونى ویك ام البنین

تذكرینى بلیوث العرین

كانت‏بنون لى ادعى بهم

و الیوم اصبحت و لا من بنین

اى زنان!من از شما یك تقاضا دارم و آن این است كه بعد از این مرا با لقب ام البنین نخوانید(چون ام البنین یعنى مادر پسران،مادر شیر پسران)،دیگر مرا به این اسم نخوانید.وقتى شما مرا به این اسم مى‏خوانید،به یاد فرزندان شجاعم مى‏افتم و دلم آتش مى‏گیرد.زمانى من ام البنین بودم ولى اكنون ام البنین و مادر پسران نیستم.

مرثیه‏اى دارد راجع به خصوص ابا الفضل العباس:

یا من راى العباس كر على جماهیر النقد

و وراه من ابناء حیدر كل لیث ذى لبد

انبئت ان ابنى اصیب براسه مقطوع ید

ویلى على شبلى امال براسه ضرب العمد

لو كان سیفك فى یدیك لما دنى منه احد

مى‏گوید:اى چشمى كه در كربلا بودى و آن منظره‏اى كه عباس من،شیر بچه من،حمله مى‏كرد مى‏دیدى و دیده‏اى!اى مردمى كه آنجا حاضر بوده‏اید!براى من داستانى نقل كرده‏اند، نمى‏دانم این داستان راست است‏یا نه.یك خبر خیلى جانگداز به من داده‏اند، نمى‏دانم راست است‏یا نه.به من گفته‏اند كه اولا دستهاى پسرت بریده شد،بعد در حالى كه فرزند تو دست در بدن نداشت‏یك مرد لعین ناكس آمد و عمودى آهنین بر فرق او زد. واى بر من كه مى‏گویند بر سر شیر بچه‏ام عمود آهنین فرود آمد.بعد مى‏گوید:عباس جانم!فرزند عزیزم!من خودم مى‏دانم كه اگر دست در بدن داشتى هیچ كس جرات نزدیك شدن به تو را نمى‏كرد.

لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم و صلى الله على محمد و آله الطاهرین.




طبقه بندی: مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی،

تاریخ : سه شنبه 3 اردیبهشت 1392 | 23:27 | نویسنده : سپیده | نظرات

انسان کامل,الگوی انسان کامل

 

  آن کس که در عیب خود بنگرد، از عیب جویی دیگران باز ماند، و کسی که به روزی خدا خشنود باشد، بر آنچه از دست رود اندوهگین نباشد، و هر کسی که شمشیر ستم برکشد با آن کشته شود، و آن کس که در کار ها خود را به رنج اندازد خود را هلاک سازد، و هر کس خود را در گرداب های بلا افکند غرق گردد، و هر کس به جاهای بدنام قد گذاشت متهم گردید. و کسی که زیاد سخن گوید زیاد هم اشتباه دارد و هر کس که بسیار اشتباه کرد، شرم و حیا او اندک است، و آن که شرم و حیاء او اندک است، پرهیزکاری او نیز اندک خواهد بود و کسی که پرهیزکاری او اندک باشد دلش مرده، و آن که دلش مرده باشد در آتش جهنم سقوط خواهد کرد. و آن کس که زشتی های مردم را بنگرد و آن را زشت بشمارد، سپس همان زشتی ها را مرتکب می شود، پس او احمقی واقعی است. قناعت مالی است که پایان نیابد، و آن کسی که فراوان به یاد مرگ باشد در دنیا به اندک چیزی خشنود است، و هر کس بداند که گفتار او نیز از اعمال او محسوب می شود جز به ضرورت سخن نگوید.

 

منبع: نهج البلاغه




طبقه بندی: مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی،

تاریخ : جمعه 16 فروردین 1392 | 23:40 | نویسنده : سپیده | نظرات
تاریخ : یکشنبه 4 فروردین 1392 | 23:38 | نویسنده : سپیده | نظرات
تاریخ : یکشنبه 1 بهمن 1391 | 17:03 | نویسنده : سپیده | نظرات
تاریخ : پنجشنبه 14 دی 1391 | 12:56 | نویسنده : سپیده | نظرات

چرا فقط برای امام حسین (ع) روز اربعین تعیین شده؟

e h 9 چرا فقط برای امام حسین (ع) روز اربعین تعیین شده؟

اربعین یعنی گذشت چهل روز از مصیبت جانگداز شهادت سرور و سالار شهیدان.. چرا فقط برای امام حسین علیه ‏السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اکرم صلی ‏اللَّه‏ علیه ‏و آله، مراسم روز اربعین نداریم؟

برای توضیح جواب این سؤال، به این مطالب توجه کنید:

۱) فداکاری‏های امام حسین علیه‏السلام، دین را زنده کرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداکاری‏ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی‏داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.
۲) مصیبت حضرت امام حسین علیه‏السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه‏السلام، از همه مصیبت‏ها بزرگ‏تر و سخت‏تر بود. اگر عامل دیگری هم در کار نبود، همین عامل کافی است که نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه‏السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلام‏صلی‏اللَّه‏علیه‏وآله عزاداری می‏کنیم و مراسم متعددی برپا می‏کنیم.
۳) در ماه محرم سال ۶۱ ق. امام حسین علیه‏السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را کشتند و اسیران کربلا را به کوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه‏السلام و یارانش، به کربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.
۴) دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه‏السلام، قصد نابود کردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه‏السلام تلاش کردند تا حادثه کربلا، به کلی فراموش شود و حتی کسانی را که برای زیارت امام حسین علیه‏السلام می‏آمدند، شکنجه می‏کردند و می‏کشتند. در زمان متوکل عباسی، همه قبرهای کربلا را شخم زدند؛ مزرعه کردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه‏السلام، منع کردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می‏کردند که یکی از این مناسبت‏ها، حادثه روز اربعین است.
۵) یکی از نشانه ‏های مؤمن، زیارت امام حسین علیه‏السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسکری علیه‏السلام روایت شده است که علامت‏های مؤمن پنج چیز است؛ پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه‏روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن‏۱ و یکی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده‏اند.




طبقه بندی: مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی، محرم الحرام،

تاریخ : پنجشنبه 14 دی 1391 | 09:07 | نویسنده : سپیده | نظرات

بیستم ماه صفر، چهل روز پس از شهادت امام حسین علیه السلام و یاران با وفای آن حضرت، در تاریخ به "اربعین" حسینی مشهور شده است.

 اربعین واژه ای است عربی كه در متون دینی ما زیاد به آن توجه شده است. به گونه ای كه این كلمه از قداست خاصی برخوردار است. در رقم اربعین خصوصیتی وجود دارد كه در سایر ارقام آن خصوصیت وجود ندارد. غالب انبیا در سن چهل سالگی به مقام رسالت رسیده اند. مدت مناجات حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام در كوه طور چهل شب بود. گفته اند در نماز شب ۴۰ مومن را دعا كنید...برای حسین بن علی علیهما السلام آسمان و زمین چهل روز گریستند

در برخی از روایات به بزرگداشت این روز اشاره شده است. در حدیثی از امام حسن عسكری علیه السلامزیارت اربعین به عنوان یكی از نشانه های مومن شمرده شده است. در این حدیث  آن حضرت می فرماید: علایم مومن پنج چیز است:۱ - پنجاه و یك ركعت نماز در هر شبانه روز (۱۷ ركعت واجب،  بقیه مستحب) ۲ - انگشتر به دست راست كردن ۳- پیشانی به خاك مالیدن ۴- بلند گفتن" بسم الله الرحمن الرحیم" در نماز ۵ - زیارت اربعین. ۳

در این زیارت كه متن آن را شیخ طوسی به نقل از امام صادق علیه السلام آورده است، جملات بسیار ارزنده ای آمده است. در بخشی از این زیارت آمده است: "و بذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من الجهالة و حیرة الضلالة" امام حسین علیه السلام جان  خویش را فدا كرد تا بندگان را از جهالت و سرگردانی و گمراهی نجات  دهد. آیت الله جوادی آملی می نویسد: این كلمه "لیستنقذ عبادك" معنایش این است كه همه كارهای حسین بن علی علیهماالسلام برای آن بود كه هدف رسول گرامی صلی الله علیه و آله عمل شود. یعنی آگاه كردن مردم به تكالیف، سپس عمل كردن به آن.

در منابع (اربعین) بیشتر به دو رویداد اشاره دارد:

۱- روزی كه جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر امام حسین علیه السلام مشرف شد.

۲- روزمراجعت اسرای كربلا از شام به مدینه.

۳- اما این كه در این روز اسرای كربلا از شام به كربلا رسیده باشند،تردید وجود دارد که البته این تردید خللی در اعتقادات ما ایجاد نکرده و لازم به ذکر است همه دلایلی که برخی بزرگان در رد این موضوع آورده اند صحیح نمی باشد که برای اختصار مطلب آنها را در این مقاله ذکر نمی کنم اما اگر دوستان طالب باشند آن را در مقاله ای دیگر ارائه میدهم.

جابر بن عبد الله انصاری و زیارت امام حسین علیه السلام در اربعین: 

اما در خصوص ورود جابر بن عبدالله انصاری درروز اربعین سال ۶۱هجری به كربلا، اختلافی به نظر نمی رسد.شیخ طوسی می نویسد:"روز اربعین روزی است كه جابر بن عبدالله انصاری صحابی رسول خدا از مدینه برای زیارت قبر امام حسین علیه السلام به كربلا آمد، و او اولین زائری بود كه قبر شریف آن حضرت را زیارت كرد. در این روز زیارت امام حسین مستحب است و زیارت اربعین همین است.

مرحوم آیتی می نویسد:ظاهر عبارت شیخ طوسی آن است كه جابر از مدینه به منظور زیارت حركت كرده بود و در روز بیستم ماه صفر وارد كربلا شد. نه آنكه رسیدن او به كربلا(به طور تصادفی ) بعد از چهل روز از شهادت امام علیه السلام روی داده باشد. و بعید نیست كه همین گونه باشد. چرا كه بعد ازرسیدن اهل بیت به كوفه ابن زیاد، عبدالملك بن الحارث السلمی را از عراق به حجاز فرستاد، تا عمرو بن سعید بن عاص اموی، والی مدینه را از شهادت امام و یاران وی اگاه سازد. عبدالملك بی درنگ به مدینه رفت و خبر شهادت امام را رسما به والی مدینه ابلاغ كرد. در این صورت ممكن است كه جابر بن عبد الله انصاری با خبر یافتن از فاجعه شهادت امام و بنی هاشم، از مدینه حركت كرده باشد.جابر در بیستم ماه صفر،درست چهل روز بعد از شهادت امام وارد كربلا شد و سنت زیارت امام(در اربعین ) به دست او تاسیس گردید.

 فردی كه در این روز به همراه جابر در این روز به كربلا آمده "عطیه بن سعد عوفی كوفی " است.عطیه شخصیتی است كه امام علی علیه السلام این نام را برای او برگزیده است. آیتی  به نقل از طبری می نویسد: سعدبن جناده انصاری (پدر عطیه)در كوفه نزد علی علیه السلام آمد و گفت: ای امیر مومنان خدا به من پسری داده لطفا شما او را نام گذاری كنید. علی علیه السلام فرمود:"هذا عطیه الله" این پسر عطیه خداست. حضرت با بیان این جمله در واقع او را نام گذاری كرد. وی یكی از بزرگترین دانشمندان و مفسران اسلامی است او از بزرگان تابعین و شاگردان عبدالله بن عباس می باشد. عطیه تفسیری در پنج مجلد بر قرآن مجید نوشته و از راویان حدیث محسوب میشود.

 در كتاب "بشاره المصطفی" آمده است: عطیه عوفی میگوید: به همراه جابر بن عبد الله انصاری به منظور زیارت قبر امام حسین علیه السلام وارد كربلا شدیم. جابر نزدیك شریعه فرات رفت. غسل كرد و لباسهای نیكو پوشید. سپس به طرف قبر مطهر حركت كردیم. جابر هیچ قدمی را بر نمی داشت،الا اینكه ذكر خدا می گفت، تا به نزدیك قبر رسیدیم. سپس به من گفت: مرا به قبر برسان.من دست او را روی قبر گذاشتم. جابر روی قبر افتاد و غش كرد. من مقداری آب روی صورتش پاشیدم. وقتی به هوش آمد، سه بار گفت:یا حسین. سپس گفت: ای حسین چرا جواب مرا نمی دهی؟ بعد به خودش گفت: چگونه می توانی جواب دهی در حالی كه رگهای گلوی تو را بریده اند و بین سر و بدنت جدایی افتاده است. شهادت می دهم كه تو فرزند خاتم النبیین و سید المومنین...و پنجمین فرد از اصحاب كسا ء هستی...درود وسلام و رضوان الهی بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسین علیه السلام حركت كرد و گفت:السلام علیكم ایتها الارواح التی حلت بفناء الحسین...اشهد انكم اقمتم الصلاة و اتیتم الزكاة و امرتم بالمعروف و نهیتم عن المنكر...."

 

نویسنده: محمد رضا اقارب پرست


طبقه بندی: مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی، محرم الحرام،

تاریخ : چهارشنبه 13 دی 1391 | 17:11 | نویسنده : سپیده | نظرات

13143984313 جایی که شفاعت هیچ کس پذیرفته نیست!

موضوع شفاعت در عالم برزخ منتفی است و انسان در قبر و در برزخ، با عمل خود دست به گریبان است و نتیجه عمل خوب یا بد خود را می‌بیند. یعنی بندگان باید خودشان برای عالم قبر و عالم برزخ، فکر و اقدام کنند.


ادامه مطلب

طبقه بندی: مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی،

تاریخ : دوشنبه 11 دی 1391 | 13:41 | نویسنده : سپیده | نظرات

بی تابی مکن بابا
بی تابی مکن بابا جان!... حالا که من آمده ام اینگونه بی قراری مکن! صبورانه تحمل کردی تا مرا ببینی و اینک دیدی... حالا هم صبورانه با من سخن بگو... از دردهای دلت! از غصه های دلت! از آنچه با این چشمان مهوش دیدی، از خیمه های آتش گرفته بگو... از دویدن های عمه، از گرمی هوا و آتش و سوز عطش...، از پاهای پر آبله، از خار مغبلان... آرام تر کودکم... آرام تر بابا... من همه را دیده ام، دویدن هایت را بر خارستان مغبلان دیدم  وقتی که دامن عمه را می جستی تا وحشت خویش را فرو بنشانی! افتادنت از ناقه را دیدم و تلاوت آغاز کردم تا تو راه را پیدا کنی... نه عزیزم ... دست بر گوشت مبر... من گوش و گوشواره ات را دیدم که عدو می کشید و ناله ات را شنیدم که مرا صدا می کردی!...
آرام تر رقیه جان... اینگونه سرت را بالا بگیر کودکم تا عمه را ببینی که چگونه نگاهت می کند و با چشمانش می جنگد تا رد اشک بر چهره اش هویدا نشود که عمه پناه دل تو و خاندان من است!... اما مگر یک زن چقدر تاب و تحمل دارد؟!... چقدر می تواند صبور باشد؟!... بالاخره جایی باید بگرید تا آرامش یابد و عمه... سوز گریه ات را تاب نمی آورد، دخترم!...
بیا کودکم... بیا... این آغوش گرم بابا را مگر نمی خواستی... بیا دلبندم... آغوش گرم من منتظر توست تا آسوده خاطر در آن بیاسایی و همه دردهایت را به من بسپاری تا مرهم زخم های دلت باشم... اینک این آغوش من و این انتظار تو...
بیا رقیه جان... نگاه کن، تنها من نیستم... جدم، پدرم و مادرم آمدنت را انتظار می کشند... عمویت حسن هم به پیشوازت آمده است... نگاه کن، این عمویت عباس است که برایت آب آورده است... ببین علی اکبر چقدر مشتاق توست تا خود را در آغوش مهربانش رها کنی و ... ببین علی اصغر چه شیرین به تو لبخند می زند...
آرام باش کودکم... آرام و آهسته این آغوش را که به سویت گشوده شد، تجربه کن، اما وقتی می آیی عمه را نگاه نکن... عمه دیگر تحمل نمی کند رفتن تو را... بگذار سکوت و آرامشت او را خبر کند!...



طبقه بندی: مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی،

تاریخ : چهارشنبه 29 آذر 1391 | 15:26 | نویسنده : سپیده | نظرات

تعداد کل صفحات : 4 :: 1 2 3 4

  • شمالی
  • میوه ها
  • کارت شارژ همراه اول
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic