تبلیغات
❁خــــدا بود و دیگر هیچ نبود...❁ - مطالب مهدویت

مهدی جان!


این جمعه هم گذشت...

وتو بازهم نیامدی...

اما خیالی نیست...
مراخیال تو ، بیخیال عالم کرد...




طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 13 دی 1392 | 13:04 | نویسنده : سپیده | نظرات

ﺃین عاشوراییون....

ﺃین زینبیون....

ﺃین مهدیون....

خوب که گوش کنیم امروز هم صدای

هل من ناصرینصرونی

 امام زمان میاد.....

العجل آقا...





طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 15 آذر 1392 | 13:21 | نویسنده : سپیده | نظرات

فکر کنید همین الان امام زمان ظهور کرده و اومده پیشتون و ازتون میخواد گوشی

موبایلتونو بهش بدین!

آیا چیزایی که تو گوشیتون دارین از اس ام اس گرفته تا فیلم و عکس جوری هست که

بدون پاک کردن حتی یه چیز گوشیو در اختیارشون بذارین ؟؟؟

بهتره بدونیم ایشون همین الان دارن محتویات گوشی و کامپیوتر هممونو میبینن !!!




طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : پنجشنبه 14 آذر 1392 | 13:27 | نویسنده : سپیده | نظرات

این روزها...

بی مهدی...

باران هم بوی تشنگی میدهد...

اللهم عجل لولیک الفرج






طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 1 آذر 1392 | 09:30 | نویسنده : سپیده | نظرات
یابن الحسن دو چشم ترت درد میکند؟

این چشم های شعله ورت درد میکند؟

از شدت غمی که در سینه شماست...

مانند مادرت،کمرت درد میکند؟





طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 24 آبان 1392 | 13:09 | نویسنده : سپیده | نظرات

جهت تعجیل در فرج امام زمان


صلوات هم نه


باید کمی تعجیل کنیم در


آدم شدنمان......




طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 19 مهر 1392 | 12:27 | نویسنده : سپیده | نظرات


امروز جمعه است 

همه در تب و تاب دربی اند

کسی به فکر مهدی نیست

پرسپولیس سرور استقلاله

استقلال سرور پرسپولیسه

پس مهدی چه شد ؟ مهدی سرور کیست ؟




طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 15 شهریور 1392 | 10:35 | نویسنده : سپیده | نظرات

جمعه یعنی زانوی غم در بغل

بر سر سجاده های العجل

جمعه یعنی اشک های انتظار

جمعه یعنی شکوه از هجران یار

جمعه یعنی آه.الغوث.الامان

در فراق مهدی صاحب زمان 


جمعه یعنی انتظار.............

و چه سخت است عصر های جمعه ، زمانی که بدانی امروز هم نمی آیی.........



طبقه بندی: مهدویت، اشعار،

تاریخ : جمعه 8 شهریور 1392 | 17:29 | نویسنده : سپیده | نظرات

به طـاها،به یاسـین،به مـعراج احمد......به قدر و به کوثر,به رضـوان و طـوبی
به وحی الهی،به قـرآن جــاری..............به تــورات موسی و انجیل عـیـسـی
بسی پادشــاهی کنم در گدایی.............چو باشم گــدای گــــدایــــــان زهرا
چه شب ها که زهرا،دعا کرده تا ما........ همه شـیـعـه گردیم و بی تاب مـولا
غـلامی این خـــانـــواده......دلـیـــل و مــراد خــــدا بـــوده از خــلـقـت مـــا
مسیرت مشخص,امیرت مشخص...........مکن دل دل ای دل,بزن دل به دریــــا
که دنیا,که دنیا,که دنیا....به خسران عقبی نیرزد....به دوری ز اولاد زهرا نیرزد
و این زندگانی فانی,جوانی,خوشی های امروز و اینجا...به افسوس بسیار فردا نیرزد
اگر عاشقانه هوادار یاری........اگر مخلصانه گرفتار یاری
اگر آبرو می گذاری به پایش........یقیناً,یقیناً خریدار یاری
بگو چند جمعه گذشتی ز خوابت؟.........چه اندازه در ندبه ها زاری آری؟
نشانه کشیدی غم سینه اش را؟...........و یا چون بقیه,تو سر بار یاری؟
اگر یک نفر را به او وصل کردی.........برای سپاهش تو سردار یاری
به گریه شبی را سحر کردی یا نه؟..........چه مقدار بی تاب و بیمار یاری؟
دل آشفته بودن دلیل کمی نیست.............اگر بیقراری بدان یار یاری
و پایان این بیقراری بهشت است.........بهشتی که سر خوش ز دیدار یاری
نسیم کرامت,وزیدن گرفته............و باران رحمت,چکیدن گرفته
مبادا بدوزی,نگاه دلت را,به مردم که بازار یوسف فروشی در این دوره ی بد شدیداً گرفته
خدایا , به روی درخشان مهدی.........به زلف سیاه و پریشان مهدی
به قلب رئوفش,که دریای داغ است..........به چشمان از غصه گریان مهدی
به لب های گرم علی یا علی اش..........به ذکر حسین و حسن جان مهدی
به دست کریم و نگاه رحیمش..............به چشم امید فقیران مهدی
به حال نیاز و قنوت نمازش............به سبحان سبحان سبحان مهدی
به برق نگاه و به خال سیاهش............به عطر ملیح گریبان مهدی
به حج جمیلش,به جاه جلیلش..........به صوت حجازی قرآن مهدی
به صبح عراق و شبانگاه شامش..........به آهنگ سمت خراسان مهدی
به جان داده های مسیر عبورش.........به شهد شهود شهیدان مهدی
مرا دائم الاشتیاقش بگردان...............مرا سینه چاک فراقش بگردان
تفضل بفرما,بر این بنده ی بی سر و پا..........مرا همدم و محرم و هم رکابه سفرهای سوی خراسان و شام و عراقش بگردان
یــــــــــــا مـــــــــــهــــــــــــدی




طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 4 مرداد 1392 | 16:06 | نویسنده : سپیده | نظرات


شاگرد:استاد چه کار کنم که خواب امام زمان (عج) را ببینم؟

استاد:شب غذای شور بخور,آب نخور و بخواب.

شاگرد دستور استاد رو اجرا کرد,برگشت و گفت:استاد دیشب دائم خواب می دیدم بر لب چاهی در حال

نوشیدن آب هستم.کنار نهر آبی در حال خوردن آب هستم و در ساحل رودخانه ای مشغول ...! استاد فرمود

تشنه ی آب بودی خواب آب دیدی تشنه ی امام زمان (عج) شو تا خواب امام زمان ببینی.




طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : جمعه 21 تیر 1392 | 10:18 | نویسنده : سپیده | نظرات


من از اشکی که میریزد ز چشم یار می ترسم
از آن روزی که اربابم شود بیمار می ترسم
رها صحبت یعقوب و دوری و غم فرزند
من از گرداندن یوسف سر بازار می ترسم
همه گویند که این جمعه بیا ،اما درنگی کن
از اینکه باز عاشورا شود تکرار می ترسم
 
با ابا صالح المهدی ادرکنی




طبقه بندی: مهدویت،

تاریخ : پنجشنبه 13 تیر 1392 | 20:54 | نویسنده : سپیده | نظرات

  • شمالی
  • میوه ها
  • کارت شارژ همراه اول