تبلیغات
❁خــــدا بود و دیگر هیچ نبود...❁ - مطالب محرم الحرام

حرّ,حر بن یزید ریاحی,حر بن یزید

 

« حر بن یزید ریاحی » از سران کوفه به شمار می‌رفت که در میان قوم خود از عزت و احترام زیادی برخوردار بود.

ابن زیاد او را برای رویارویی با امام حسین علیه السلام فرا خواند و با هزار سوار به سوی کاروان او فرستاد.
«شیخ ابن نما» گزارش می کند: هنگامی که حر از قصر ابن زیاد در کوفه خارج شد تا به استقبال امام بیاید، ندایی را شنید که از پشت سر می‎گوید: ای حر! تو را به بهشت بشارت باد. او به پشت سر نگریست و کسی را ندید. با خود گفت: به خدا قسم، این بشارت نیست در حالی که من اسیر به جنگ با حسین هستم. او پیوسته این خاطره را در ذهن داشت تا هنگامی که خدمت امام رسید و آن داستان را بازگو کرد. امام به او فرمودند: تو به واقع به پاداش و نیکی راه یافته‎ای.(1)
حرّ علی‌رغم این که برای رویارویی با امام آمده بود، اما رفتارش خالی از ادب نبود. در روز دوم محرم الحرام سال 61 هجری هنگامی که راه را بر امام حسین علیه السلام بست و مانع از بازگشت ایشان به مدینه گردید. امام علیه‎السلام به حرّ فرمود: مادرت به عزایت بنشیند چه قصدی داری؟ حر گفت: آگاه باشید که به خدا قسم اگر غیر شما از عرب به من آن عبارت را می‎گفت - در حالی که وضعیت او چون شما باشد - همین عبارت را به او باز می‎گفتم اما به خدا قسم برای من این (حق) نیست که یاد مادر شما کنم مگر به نیکوترین وجهی که می‎توانم.(2)

هنگامه درنگ
هنگامی که حر فریاد غریبانه امام حسین علیه السلام را که طلب یاری می‎کرد شنید، نزد عمرسعد رفت و پرسید: آیا تو با این مرد خواهی جنگید؟ عمر گفت: آری به خدا قسم، با او جنگی خواهیم داشت که دست کم، سرها قطع گردد و دست‎ها جدا گردد.

حر گفت: شما چه خواهید کرد؟ آیا پیشنهاد او مورد پسند شما نیست؟ ابن سعد گفت: اگر کار دست من بود (هر آینه از جنگ با او) دست می‎کشیدم. اما امیر تو (ابن زیاد) از این کار سر باز می‎زند.
حر او را ترک کرد و به بهانه آب دادن اسب خویش، از اردوگاه عمر سعد جدا شد و به امام حسین علیه السلام قدری نزدیک شد. مهاجر پسر اوس به حر گفت: آیا تو می‎خواهی که حمله کنی؟ در پاسخ این سوال حر ساکت شد و بر خود می‎لرزید، پس در حالی که مهاجر از این حال حر به شک افتاده بود، او را مورد خطاب قرار داد و گفت: اگر از من درباره شجاع‎ترین مرد کوفه سوال می‎شد، تو را معرفی می‎کردم، این چه حالتی است که در تو می‎بینم؟ حر گفت: همانا خود را بین بهشت و دوزخ متحیر می‎بینم، به خدا سوگند اگر مرا با آتش بسوزانند من جز بهشت چیز دیگری را انتخاب نخواهم کرد. پس از آن با شلاق به اسب خود نواخت و به سوی امام حسین علیه السلام رهسپار شد.
 حر بن ریاحی
لحظه لقا
او به سبب آن چه پیش از آن به آل رسول روا داشته بود و آنها را در مکانی بی آب و گیاه وانهاده بود، سر از خجالت به پایین انداخته بود و به سوی آنها پیش می‎رفت. وقتی نزد امام حسین علیه السلام رسید به امام عرض کرد: «فدایت شوم ای پسر رسول خدا! من همان کسی هستم که تو را از بازگشت به وطنت بازداشتم و همراهت آمدم تا تو را ناچار کردم در این سرزمین توقف کنی. گمان نمی‌کردم پیشنهاد تو را نپذیرند و به این سرنوشت دچارت کنند. به خدا اگر می دانستم کار به این جا می کشد، هرگز به چنین کاری دست نمی‌زدم. اکنون از کرده‌ام به سوی خدا توبه می‌کنم. آیا توبه من پذیرفته است؟»
حسین علیه السلام فرمود:« آری، خداوند توبه تو را می پذیرد. اکنون از اسب پایین بیا.»
حر گفت:« من سواره باشم برایم بهتر است از این که پیاده شوم. می‌خواهم همچنان که بر اسب خود سوار هستم، ساعتی با دشمن برای یاری‌ات بجنگم تا کشته شوم.»(3)
حر با اذن امام به میدان رفت و در برابر لشگر عمر بن سعد ایستاد و گفت:« ای مردم کوفه، مادرتان در سوگتان بگرید! این بنده‌ی صالح خدا را فرا خواندید و هنگامی که به سوی شما آمد، دست از یاری او برداشتید؟ شما که می گفتید در یاری او با دشمنانش خواهیم جنگید، اکنون رو در روی او ایستاده اید و می خواهید او را بکشید؟
راه نفس کشیدن را بر او بسته اید، از هر سو محاصره‌اش کرده‌اید و از رفتنش به سوی سرزمین‌ها و شهرهای الهی جلوگیری می‌کنید. حسین همچون اسیری است که در دستان شما گرفتار شده؛ نه می تواند سودی به خود برساند و نه زیانی را از خود دور کند. آب فرات را که یهود و نصاری و مجوس از آن می آشامند و سگان و خوک‌های سیاه در آن می غلتند، بر روی حسین و زنان و کودکان و خاندانش بسته‌اید، تا جایی که آنان از فرط تشنگی به حال بیهوشی افتاده‌اند.
چه بد رعایت محمد صلی الله علیه و آله را درباره فرزندانش کردید! خدا در روز تشنگی محشر، شما را سیراب نکند!»
چیزی نمانده بود كه سخنان او، گروهی از سربازان عمر سعد را تحت تاثیر قرار داده از جنگ با حسین علیه السلام منصرف سازد، كه سپاه عمر سعد، او را هدف تیرها قرار داد. نزد امام بازگشت و پس از لحظاتی دوباره به میدان رفت.(4)
 عروج آزادگی
حر بن یزید به اتفاق زهیر بن قین با دشمن پیکار می کردند. هر گاه یکی از آنها در محاصره دشمن قرار می گرفت، دیگری او را از محاصره بیرون می آورد، و مدتی به این گونه پیکار کردند. اسب حرّ زخمی شد اما او همچنان سواره پیکار می کرد و رجز می خواند تا این که مردی به نام "یزید بن سفیان" که با حر دشمنی دیرینه داشت به او حمله کرد ولی حرّ به او هم امان نداد و او را از دم شمشیر گذراند. پس از آن فردی به نام "ایوب بن شرح" تیری به اسب حر زد و آن را از پای در آورد. حرّ بناچار از اسب پیاده شد و پیاده رزمید تا بیش از چهل نفر را به قتل رساند. در این هنگام بود که لشگر پیاده نظام عمر بن سعد بر او حمله ور شدند و او را به شهادت رساندند. (5)
یاران امام او را در برابر خیمه شهدایی که در راه حسین علیه السلام شهید می‎شدند قرار دادند. امام فرمود: شهادت او چون شهادت انبیا و خاندان انبیاست.(6) سپس امام نظری به جانب حر افکند، او هنوز جان در بدن داشت. امام خون از صورت او برگرفت و فرمود: تو آزاده‎ای! همان طور که مادرت تو را نامیده است و تو در دنیا و آخرت آزاده‎ای (7).
پس از آن مردی از یاران حسین در رثا و غم حرّ اشعاری را سرود که گفته شد او علی بن الحسین علیه السلام بود(8) و برخی گفته‎اند که خود اباعبدالله الحسین علیه‎السلام برای او اشعاری را سروده که اینگونه است:
چه آزاده‎ای است حرّ پسر ریاح؛ او در هنگام فرورفتگی تیرها بسیار شکیباست. آری آزاده خوبی است هنگامی که حسین فریاد و ندایش بلند شد، او از جانش در صبحگاهان گذشت.(9)
گفتنی است که قطب عالم امکان حضرت ولی عصر (عج) در زیارت ناحیه مقدسه به حرّ سلام داده اند.(10)
 
پی نوشت:
1)      مثیرالاحزان، ص60
2)      مقتل الحسین خوارزمی، ج1، ص232 .
3)      ابصارالیعین، ص205.
4)      ارشاد مفید، ج 2، ص 103.
5)      تاریخ الامم و الملوک، ج5، ص437- 440 .
6)      بحارالانوار، ج10، ص117.
7)      مقتل الحسین مقرم، ص303 .
8)      مقتل العوالم، ص 85 .
9)      امالی الصدوق، ص414، مجلس 30.
10)   اقبال الاعمال، ج3، ص 78 و 344 .




طبقه بندی: محرم الحرام، مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی،

تاریخ : دوشنبه 27 آبان 1392 | 20:37 | نویسنده : سپیده | نظرات

احادیث امام حسین علیه السلام ,حدیث از امام حسین (ع)

 

احادیث امام حسین علیه السلام
امام حسین علیه ‏السلام : بادِروا بِصِحَّةِ الأجسامِ فی مُدَّةِ الأعمارِ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :در مدّت عمر ، در حفظ سلامت تن بكوشید .

*************احادیث امام حسین (ع)***************

 امام حسین علیه ‏السلام : لایَحِلُّ لِعَینٍ مُؤمِنَةٍ تَرَى اللّه‏َ یُعصى فَتَطرِفَ حَتّى تَغَیِّرَهُ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :بر هیچ چشم مؤمنى روا نیست كه ببیند خدا نافرمانى مى‏شود و چشم خود را فرو بندد ، مگر آن كه آن وضع را تغییر دهد .

*************احادیث امام حسین (ع)***************

 امام حسین علیه ‏السلام : أنَا قَتیلُ العَبَرَةِ لایَذكُرُنی مُؤمِنٌ إلاّ استَعبَرَ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :من كشته اشكم ؛ هر مؤمنى مرا یاد كند ، اشكش روان شود .

  *************احادیث امام حسین (ع)***************

امام حسین علیه ‏السلام : یا أُختاه لاتَنسینی فی نافِلَةِ اللَّیلِ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :اى خواهرم ! مرا در نماز شب فراموش نكن .

 *************احادیث امام حسین (ع)***************

امام حسین علیه ‏السلام : مَن عَبَدَ اللّه‏َ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللّه‏ُ فَوقَ أمانِیِّهِ و كِفایَتِهِ ؛
امام حسین علیه ‏السلام : هر كه خدا را ، آن گونه كه سزاوار او است ، بندگى كند ، خداوند بیش از آرزوها و كفایتش به او عطا كند .

  *************احادیث امام حسین (ع)***************

امام حسین علیه ‏السلام : لاتَقولُوا بِألسِنَتِكُم ما یَنقُصُ عَن قَدرِ كُم ؛
امام حسین علیه ‏السلام :چیزى را بر زبان نیاورید كه از ارزش شما بكاهد .

 *************احادیث امام حسین (ع)***************

امام حسین علیه ‏السلام : إنَّ حَوائِجَ النّاسِ اِلَیكُم مِن نِعَمِ اللّه‏ِ عَلَیكُم فَلاتَمَلُّوا النِّعَمَ ؛
امام حسین علیه ‏السلام :نیاز مردم به شما از نعمت هاى خدا بر شما است ؛ از این نعمت افسرده و بیزار نباشید .

*************احادیث امام حسین (ع)***************

امام حسین (ع):
« لاتـَرفع حــاجَتَک إلاّ إلـى أحـَدٍ ثَلاثة: إلـى ذِى دیـنٍ ، اَو مُــرُوّة اَو حَسَب »
جز به یکى از سه نفر حاجت مبر: به دیندار ، یا صاحب مروت ، یا کسى که اصالت خانوادگى داشته باشد
(تحف العقول ، ص 251)

 *************احادیث امام حسین (ع)***************

امام حسین(ع) :
« مَن عَبَدَ اللهَ حَقَّ عِبادَتِهِ آتاهُ اللهُ فَوقَ أمانِیهِ وَ کفایتِهِ »
هر که خدا را ، آن‌گونه که سزاوار اوست ، بندگی کند ، خداوند بیش از آرزوها و کفایتش به او عطا کند.   
(بحار الأنوار، ج 71، ص 183)

 




طبقه بندی: محرم الحرام، احادیث از ائمه اطهار،

تاریخ : یکشنبه 26 آبان 1392 | 20:35 | نویسنده : سپیده | نظرات
جلوه هاى خاص آیین هاى عزادارى ماه محرم در مراغه


آیین هاى عزادارى ماه محرم در مراغه با جلوه ها و تشریفات خاص خود از دهه
آخر ماه ذیحجه آغاز و در دهه اول ماه محرم به اوج خود مىرسد.
شاخسه ى واخسه ى ، علم بندى ، مالیدن گل متبرک بر سر و صورت ، واى عباس ،

بستن احرام ، روشن کردن شمع ، آتش کشیدن خیمه ، آذین بندى اسبها با پارچه
هاى زیبا و کبوترهاى به خون آغشته از جمله آیین هاى عزادارى در مراغه است .
آیین هاى عزادارى ماه محرم در مراغه با آیین "شاخسه ى واخسه ى " از دهه
آخر ذیحجه آغاز مىشود که برپایى این آیین حکایت از فرارسیدن ماه محرم و
اعلام آمادگى آنان براى شرکت در عزادارى حسینى است .
مردم عزادار در این شبها با راه اندازى دسته هاى عزادارى در محله هاى شهر
مراغه با در دست داشتن چوبهاى بلند و با شعار شاخسه ى واخسه ى که تغییر
یافته شاه حسین و واى حسین در زبان محلى است از محله اى به محله دیگر حرکت
مىکنند.
پیشاپیش این دسته ها تعداد زیادى علم ، بیرق ، کتل ، طوق که با شال و
پارچه هاى نقش دار قیمتى ، چراغ و فانوس هاى متعدد زینت یافته قرار دارد.
هیات هاى شاخسه ى واخسه ى محله دروازه ، محله چهل پا و حاجى غفار از قدیمى
ترین هیات هاى عزادارى است که در مراغه از دوره صفویه تاکنون فعال هستند.
در آیین عزادارى شاخسه ى واخسه ى در مراغه عزاداران به منظور نشان دادن
اتحاد و همبستگى براى مقابله با دشمن ، حمایت از اهل بیت عصمت و زنده نگه
داشتن حماسه حسینى به صورت زنجیروار حرکت مىکنند.
آیین "علم بندى " یکى از مراسم هاى ویژه این شهرستان در ماه محرم است که
از سوم ماه محرم در محله ها به یاد علمدار دشت کربلا حضرت ابوالفضل العباس
(س ) برپا مىشود.
علم از لوله هاى بلندى در اقطار مختلف تشکیل شده که ارتفاع برخى از آنها
به بیش از۴۵ متر مىرسد.
قبل از برپایى علم اقشار مختلف مردم که نذر و حاجتى دارند براى برآورده
شدن آن روسرى ، پارچه و شال به علم مىبندند به طورى که تمام طول علم با
پارچه هاى رنگارنگ پوشیده مىشود.
برپایى علم توسط دو دستگاه جرثقیل انجام مىشود و مردم با سردادن یاحسین
(ع ) و یاابوالفضل(س ) از خدا مدد خواسته و خواهان برآورده شدن نذر و نیاز
خود مىشوند.
در موقع برپایى علم صدها راس گوسفند که براى این روز نذر شده اند در پاى
و اطراف علم قربانى مىشوند و مردم نیز نذورات خود از جمله آش ، شله زرد ،
شیر و شربت را بین عزاداران توزیع مىکنند.
در طول ایام ماه محرم صبح و عصر آیین هاى عزادارى و شبیه خوانى وقایع
خونین دشت کربلا در مساجد وحسینیه هاى این شهرستان برپا بوده و مردم در این
مکان ها و منازل خود نذورات خود را بین عزاداران پخش مىکنند.
در روز هشتم ماه محرم که در این شهرستان تاسوعاى کوچک نامیده مىشود به
یاد فداکارىهاى حضرت عباس (س ) عزاداران در گروه هاى۲۰ تا۳۰ نفرى عباس
گویان عزادارى کرده و در هنگام نزدیک شدن به تکایا با زنجیر ، چوب و دست
بر سر و بدن خود مىکوبند.
صبح روز تاسوعا عزاداران در مراغه با بستن احرام (حوله هاى سفید) و
مالیدن گل بر سر و روى خود با گفتن لبیک لبیک یاحسین و " الله الله حسین
ونیا" یعنى خدایا حسین کجاست به عزادارى و سینه زنى مشغول مىشوند.
عصر روز تاسوعا مردم با تهیه شمع در قالب هیات ها و دسته هاى حسینى از
مسجدى به مسجد دیگر حرکت کرده و براى برآورد شدن حاجت هاى خود و شهداى دشت
کربلا شمع ها را در این مساجد روشن مىکنند.
عزاداران در این آیین به ۴۱ مسجد و زیارتگاه سر مىزنند.
در روز عاشورا عزاداران با اسبهاى آذین شده با پارچه هاى زیبا ، کبوتران
به خون آغشته و گهواره على اصغر در خیابان هاى مراغه به عزادارى ، سینه زنى
و شبیه خوانى مشغول مىشوند.
در عصر روز عاشورا عزاداران و هیات هاى حسینى به سوى حسینیه حاجى غفار
رفته در آن جا مشغول عزادارى مىشوند و در طول عزادارى مردم یاحسین گویان
خواستار نشان دادن تصویرى از سر بریده شده امام حسین (ع ) بر روى نیزه
مىشوند که در این محل نگهدارى مىشود.
هیات داران حسینى نیز در اوج عزادارى عزاداران براى چند ثانیه این
تصویر را براى مردم نشان مىدهند این عمل در چندین بار در زمان هاى مختلف
تکرار مىشود.
آیین هاى عزادارى مردم مراغه در عصر روز عاشورا با برپایى خیمه و چادر
در محله ها و هیات هاى حسینى ، شبیه خوانى و به آتش زدن این چادرها تاحدودى
خاتمه مىیابد.
در مراغه ۵۳ هیات مذهبى و۳۳۶ مسجد در نقاط شهرى و روستایى فعال است .



طبقه بندی: محرم الحرام،

تاریخ : جمعه 24 آبان 1392 | 10:16 | نویسنده : سپیده | نظرات

امام حسین,شهادت امام حسین

 

صحنة میدان از وجود مجاهدین حقیقی خالی گشته است. امام، غریب و بی‌كس بر غلاف شمشیر خویش تكیه داده و میدان را می‌نگرد. بعد، آرام آرام راهی خیام حرم می‌گردد و صدا می‌زند: «ای سكینه! ای فاطمه! ای كلثوم! ای زینب! آخرین سلامم بر شما باد. اكنون آخرین دیدارم با شماست و اندوه جانكاه به شما نزدیك شده است.» امام این جملات را ادا می‌كند، گریه‌اش خبر از لحظاتی سخت و جانسوز می‌دهد.
زینب از اشك حسین، پریشان شده و صدا می‌زند: «خدا چشمت را گریان نگرداند! چرا گریه می‌كنی؟»
امام می‌فرماید: «چگونه گریه نكنم؛ با اینكه می دانم به زودی شما را به صورت اسیر در میان دشمنان حركت می‌دهند، گریه‌ام برای خودم نیست، برای شماست كه اسیر می‌شوید.»
بانوان اهل حرم با شنیدن سخنان امام، صدا به گریه وناله بلند نموده و فریاد می‌زنند:
- الوداع الوداع! الفراق الفراق!
اكنون وقت جدایی رسیده است.
 
تل زینبیّه، تو نیز شاهد دردهای زینب بودی
خورشید امامت و طهارت در گودال قتلگاه به حالت احتضار، جد خود و پدر و مادر و حسن (علیهم السلام) را می‌بیند كه به استقبال او آمده‌اند. زینب از خیمة غربت و بی‌كسی بیرون آمده و دست ها را بر سر نهاده و از سوز دل می‌خواند:
«وا محمداه! و ابتاه! واجعفرا!»
كاش آسمان به روی زمین ویران می‌شد! ای كاش كوه ها از هم می‌پاشیدند و به بیابان ها می‌ریختند!
از فراز تل زینبیه می‌بیند كه شمر بر سینة عزیر رسول خدا نشسته و می‌خواهد بزرگ ترین جنایت بشریت را مرتكب گردد. زینب به سوی حسین می‌آید و عمر سعد از سویی دگر با خیل سپاه خود. صدای عالمة غیر معلمه برمی‌خیزد كه: «ای عمر! آیا اباعبدالله كشته می‌گردد و تو می‌نگری؟»
آن قدر سخن زینب سوزناك و جانسوز است كه عمر سعد شروع به گریستن می‌نماید و صدای گریه‌اش را لشكریانش می‌شنوند؛ به حدی كه محاسن او از اشك چشمانش تر می‌گردند؛ ولی درعین حال «صًرف وجهه عنها ولی یجها بشیء»
روی از دختر زهرا بر تافت و سكوت كرد. صدای زینب از این قساوت قلب به آسمان برخاست كه: «ویلكم اما فیكم مسلم!» وای بر شما! آیا بین شما یك نفر مسلمان نیست؟
 
آخرین كلام با خورشید
وقت آن است كه آهنگ رحیل نواخته و اسرا را راهی كوفه نمایند. با تازیانه وكعب نیزه‌ها، اهل بیت را از جنازه‌های مطهر شهدا جدا می‌سازند. آن ها با چشم گریان وداع می‌كنند. عقیلة بنی هاشم درلحظات محنت و طاقت فرسای وداع با بدن پاره پاره، حسین خود، درگودال قلتگاه می‌خواند:« برادر! اگر همه مصایب را فراموش كنم، دو مصیب را هرگز فراموش نمی كنم: اول اینكه تورا با لب تشنه شهید كردند و آب را كه مهریة مادرت بود، ازتو دریغ نمودند. دوم اینكه درموقع رفتن به میدان گفتی:" زینب پیراهن كهنه‌ای را برایم بیاور تا زیر پیراهنم بپوشم كه اگر لباسم را غارت كردند، لباس كهنه‌ای باقی باشد. امّا برادرم! لباس كهنه تورا هم از تن تو درآورده و به یغما برده‌اند."

منبع:ashoora.ir




طبقه بندی: محرم الحرام،

تاریخ : پنجشنبه 23 آبان 1392 | 23:19 | نویسنده : سپیده | نظرات
الله الله ، حسین وینه
احرام صبح عاشورا در مراغه


احرام صبح عاشورا نام مراسمی است که صبح عاشورا بعد از اذان صبح ازمحل حسینه حاجی غفار شروع شده پس از طی طریق از محله های شیخ­تاج، شجاع الدوله، سبزیچیها، خان کوچه سی و دروازه به میدان مرکزی این شهر غرق در ماتم و عزا میرسد. حسینیان  پابرهنه و احرام پوش که در حال وهوای غربت و ظلمی که بر پیشوایشان روا شده ،الله الله حسین  وینه گویان به حالتی مضطرب و دوان در حرکتند.حال وهوای این مراسم کمتر در سایر مراسم عزاداری یافت میشود ، بخش غالب مراسم در هوای گرگ ومیش صورت میگرد و کمتر کسی اشکهای بی ریای حسینیان را نظاره گر میشود و کمتر دوربینیست که میتواند این لحظات را ثبت نماید. در هر کوی و برزن عده ای به پخش نذری و احسان مشغول هستنند .در این چند سالی که ایام محرم مصادف با فصل سرماست بسیار اهالی محله ها قبل از عبور حسینیان آتش مفصل و منظمی به پا میکنند. آری احرام صبح عاشورا مراسمی است که فقط اهالی این باغ شهر آشنایند و بس.

منبع: ماراویا


اینم کلیپی از مراسم الله الله ، حسین وینه شهر ما:

دانلود بخش اول:



دانلود بخش دوم:







طبقه بندی: محرم الحرام، مذهبی دانلود، صوتی و تصویری مذهبی،

تاریخ : پنجشنبه 23 آبان 1392 | 09:58 | نویسنده : سپیده | نظرات

زیارت عاشورا,ثواب خواندن زیارت عاشورا

حسین (ع) سرور و سالار شهیدان و بهترین آرامش‌دهنده و شفاعت کننده است، و البته قرائت زیارت عاشورا، راهی برای نزدیکی به سیدالشهدا (ع)، تعجیل در دعاها و حاجات خیر و گشایش مشکلات است.

قرائت زیارت عاشورا، مهم‌ترین آیین ماه محرم‌الحرام است و ما شیعیان با خواندن این زیارت به سرور و سالار شهیدان سلام می‌دهیم و از شالوده ستم و ظلم بر آن عزیز، بیزاری می‌جوییم.


برپایی زیارت عاشورا در محرم
در ماه‌های محرم و صفر، برگزاری زیارت عاشورا در مساجد، تکایا، حسینیه‌ها و مجالس عزای امام حسین (ع) به یک سنت تبدیل شده است، هر چند که در سایر ایام سال برگزاری زیارت عاشورا رونق دارد، اما در ماه عزای سالار شهیدان، بیشتر است.

وقتی آبروی حسین (ع) واسطه آبرومندی ما می‌شود، آن گاه که وضو می‌سازی و با نیت پاک و دلی پر از حاجت رو به قبله می‌نشینی و زیارت شریف عاشورا را آغاز می‌کنی و به حسین (ع) سلام می‌دهی السلام علیک یا اباعبدالله ... لحظاتی خود را جدای از دنیا و تعلقاتش احساس می‌کنی.

آن‌جا که در زیارت عاشورا لعن می‌فرستی بر مردمی که شالوده ستم و بیدادگری را بر خاندان رسول‌الله (ص) ریختند، قلب انسان سنگین می‌شود از این همه قساوت، سنگ‌دلی و بی‌رحمی.

آن لحظه که در زیارت عاشورا زمزمه می‌کنی، خدایا؛ قرار ده مرا نزد خودت آبرومند به وسیله حسین (ع)، احساس می‌کنی، خداوند نگاهی دیگر به تو دارد به واسطه آبروی نور دیده دخت عزیز و بزرگوار رسول الله (ص).

و آن‌گاه که در پایان زیارت عاشورا به پروردگار عزیز می‌گویی، خدایا روزیم گردان شفاعت حسین (ع) را در روز ورود به صحرای قیامت و ثابت بگذار گام راستیم را در نزد خودت با حسین (ع) و یاران حسین‌(ع)، انگار رها می‌شوی از تمام دغدغه‌ها و دشواری‌های این روزگار.


حسین (ع) یعنی عشق
حسین (ع) زیباترین واژه هستی است، حسین (ع) یعنی عشق، عشق به همه خوبی‌ها، حسین(ع) شخصیتی است که خداوند در روز عرفه، نخست به زائران سیدالشهدا (ع) نظر می‌کند، بعد به زائران خانه خودش.

حضرت امام صادق (ع) می‌فرماید: «هر کس به وسیله خواندن زیارت عاشورا، جدم حسین (ع) را زیارت کند، چه از راه دور یا نزدیک، به خدا قسم خداوند هر حاجت مادی و معنوی داشته باشد، به وی می‌دهد».

بی‌شک با عشق و ارادت به سالار شهیدان کربلا می‌توان سریع‌تر و مطمئن به هدف رسید.
زیارت عاشورا قسمت سوم

زیارت شریف عاشورا راهی سریع برای رسیدن به حسین(ع)
برای رسیدن به محبت، عشق و علاقه امام حسین (ع) هم راه‌های گوناگون وجود دارد، اما راهی که سریع‌تر می‌توان به وسیله آن به بارگاه سرور و سالار شهیدان راه یابید و جزو شیفتگان و عشاق سیدالشهدا (ع) شوید، از طریق قرائت زیارت عاشورا و به ویژه مداومت به خواندن این زیارت شریف است.

زیارت عاشورا از احادیث قدسی است و روایت صفوان در مورد زیارت عاشورا، بیان کننده این امر است که جبرئیل امین این زیارت را از طریق خداوند متعال برای پیامبر بزرگوار اسلام (ص) قرائت کرد و این زیارت از طریق معصومان (ع) به امام باقر (ع) رسید و از طریق این امام معصوم (ع) به دست شیعیان و دوستداران اهل بیت عصمت و طهارت (ع) رسیده است.

ائمه اطهار (ع) ما شیعیان، به ویژه آقا و سرورمان امام زمان (عج) تاکید به خواندن و مداومت به خواندن زیارت شریف عاشورا داشته‌اند. در ملاقاتی که سید رشتی با امام عصر (عج) داشته‌اند، ایشان به سید رشتی می‌فرمایند «چرا عاشورا نمی‌خوانید و بعد سه بار می‌فرمایند: عاشورا، عاشورا، عاشورا».


زیارت عاشورا شاه‌کلید رفع مشکلات است
امام صادق (ع) به صفوان می‌فرماید «زیارت عاشورا را بخوان و از آن مواظبت کن؛ به درستی که من چند خیر را برای خواننده آن تضمین می‌کنم، نخست زیارتش قبول شود، دوم سعی و کوشش وی شکور باشد، سوم حاجات او هرچه باشد از طرف خداوند بزرگ برآورده شود و نا امید از درگاهش برنگردد، زیرا خداوند وعده خود را خلاف نمی‌کند». (بحارالانوار - جلد 98 - ص 300).

امام صادق (ع) به صفوان می‌فرماید: «هر گاه حاجتی پیدا کردی، این زیارت را بخوان که برآورده می‌شود».

چه حال و هوای خوشی دارد، قرائت زیارت عاشورا در محرم‌الحرام و چه زیباست به یاد همه حاجت‌مندان بودن در هنگام زمزمه این زیارت شریف. التماس دعا.

منبع:tebyan.net




طبقه بندی: محرم الحرام، اعمال و دعاها،

تاریخ : پنجشنبه 23 آبان 1392 | 09:11 | نویسنده : سپیده | نظرات

شب عاشورا,وقایع شب عاشورا,روز عاشورا,شب عاشورا به روایت امام سجاد(ع)

شب عاشورا به روایت امام سجاد(ع)
در روایت شیخ مفید رحمه الله و سید بن طاووس رحمه الله آمده:
هنگامی که شب عاشورا نزدیک شد، آن حضرت اصحاب کرام خود را جمع فرمود، حضرت سید الساجدین علی بن الحسین علیهماالسلام می فرماید:
من بیمار بودم، لکن خود را به آنان نزدیک نمودم، تا بشنوم که آن درمانده ی وادی بلا و سردار اهل ابتلا با اصحاب خود چگونه سلوک می فرماید؟!
شنیدم که پدر بزرگوارم افتتاح سخن را به حمد و ثنای الهی و ملک معبود فرمود و طریق شکرگزاری حی ودود پیمود و فرمود:
أما بعد؛ فانی لا أعلم أصحابنا أوفی و لا خیرا من أصحابی، و لا أهل بیت أبر و أوصل من أهل بیتی؛ فجزاکم الله (تعالی عنی) خیرا؛
به راستی که من اصحابی را بهتر و باوفاتر از اصحاب خود نمی دانم و اهل بیتی نیکوتر و صله کننده تر از اهل بیت خود نمی دانم، پس خدای متعال شما را (از جانب من) جزای خیر دهد.
 آگاه باشید که یک روز دیگر زیاده از عمر ما نمانده. من امشب شما را مرخص کردم و بیعت خود را از گردن شما برداشتم بر شما حرجی نیست، اینک ظلمت شب عالم را فراگرفته، آن را غنیمت دانسته هر یک به طرفی بروید.
و لیأخذ کل رجل منکم بید رجل من أهل بیتی و تفرقوا فی سواد هذا اللیل، و ذرونی و هؤلاء القوم، فانهم لا یریدون غیری؛
و هر یک از شما دست یکی از اهل بیت مظلوم مرا بگیرید و در این ظلمت شب بروید و مرا بگذارید با این گروه ستمکاری که آنان همه به جهت کشتن من جمع شدند، چرا که آنان غیر از مرا نمی خواهند.
 شب عاشورا و اعلام وفاداری بنی هاشم برای یاری امام حسین
در این هنگام برادران، فرزندان، برادرزادگانش و اولاد عبدالله بن جعفر - که خواهرزاده ی آن حضرت بودند - زبان معذرت گشودند. جناب عباس علیه السلام به سخن درآمده و دیگران از او متابعت کردند، عرض کردند:
لم نفعل ذلک؟ لنبقی بعدک؟ لا أرانا الله ذلک أبدا؛
دست از یاری تو برداریم که بعد از تو زنده باشیم، خدا هرگز نخواهد که بعد از تو زنده باشیم، زندگی دنیا بی تو به کار نمی آید.
آن حضرت فرمود:
یا بنی عقیل! حسبکم من القتل بمسلم، فاذهبوا أنتم فقد أذنت لکم؛
ای اولاد عقیل! شهادت مسلم برای شما بس است، برگردید، من شما را اذن می دهم، بروید.
آنان جواب گفتند - و به روایت ابن بابویه: عبدالله بن مسلم در جواب گفت -:
آیا مردم چه می گویند که ما بزرگ و آقای خود و بنی عم خود را که بهترین بنی اعمام اند، تنها واگذاریم و حتی تیری با ایشان نیندازیم و شمشیر و نیزه بکار نبریم و ندانیم چه بر سر ایشان آمد. به خدا! هرگز چنین نکنیم. و لکن جان، مال و عیال خود را فدای تو خواهیم کرد، تا هر چه بر سر تو آید بر سر ما نیز آید؛ «فقبح الله العیش بعدک».
و به روایت شیخ مفید رحمه الله:
از سیدالساجدین علیه السلام مروی است که حضرت امام حسین علیه السلام در آن شب امر فرمود خیمه های حرم محترم را نزدیک یکدیگر زدند، طناب های آنها را از یکدیگر بیرون برند تا راه تردد مسدود گردد و بر دور آنها خندقی حفر نموده تا از هیزم پر کنند.
و به فرزند مظلومش علی اکبر علیه السلام امر فرمود که با جمعی به سوی فرات رفته مشکی چند آب بیاورند.
آن والا مقام با بیست سوار و بیست پیاده به سوی فرات رفتند و با نهایت خوف، چند مشکی آب آوردند.
حضرت فرمود: از این آب بیاشامید که آخرین توشه ی شماست و غسل کنید و جامه های خود را بشویید که کفن شما خواهد بود. (1) .
آه! آه! چه گویم؟ آن جامه هایی که پوشیده بودند و به جای کفن های خود اختیار فرموده بودند؛ در روز عاشورا با این که از چوب و نی و شمشیر و ناوک تیر، پاره پاره شده و به خون و خاک آغشته شده بودند، آنها را نیز از آن شهیدان مضایقه کردند و از بدن پاره پاره ی ایشان کندند و آن ابدان لطیفه و اجساد شریفه را عریان و برهنه بر روی خاک انداختند، تا از شدت حرارت آفتاب پژمرده گردیدند.
بأبی الجسوم العاریات علی الثری
ما سترها الا مثار غبار
پدر و مادرم به فدای آن بدن های برهنه ای باد که بر زمین افتاده بودند و برای آنها جز غبار و خاک، ساتری نبود.
بأبی الجسوم الضایعات وحیدة
ما انسها الا وحوش قفار
پدر و مادرم به فدای آن بدن های شریفه ای که آنها را ضایع کرده و تنها گذارده بودند و انیسی برای آنان جز وحشیان صحرا نبود.
پاورقی
(1) امالی شیخ صدوق: 221 مجلس 30.

منبع:ashoora.ir




طبقه بندی: محرم الحرام،

تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 19:17 | نویسنده : سپیده | نظرات

خیالی نیست در اطراف حرم!

طفل شیرخواره در خوابی عمیق است و دختر سه ساله مشغول بازی

های کودکانه و هراسی نیست!

واسه دل ها تسلاس

صدای پای عباس...




طبقه بندی: محرم الحرام،

تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 13:12 | نویسنده : سپیده | نظرات




دانلود

میون اشک زینب
به قتلگه رفته برادر

میبینه دشمن دریاست
دو دست خود میزنه بر سر

رو خاکِ تن علمدار
غوغای عاشورا شده

چو رفته پشت و پناهش
حسین من تنها شده

شده آشفته زینب
میون خیمه اعداء

به دلش داغ اکبر
به لبش مهلل مهلا

به کی بگم درد دلمو...
به کی بگم درد دلمو...

زخمی قلب مادر
که قتلگه ماوای حسینِ

میگه علی واویلا
که خاک تیره جای حسینِ

میسوزه دامن خیمه
یادآور زهرا شده

پریده رنگ سکینه
که دیگه بی بابا شده

زده دست و پا اصغر
به روی دست بابا

نداره طاقت زینب
به لبش مهلل مهلا

به کی بگم درد دلمو...
به کی بگم درد دلمو...



طبقه بندی: محرم الحرام، مذهبی دانلود، صوتی و تصویری مذهبی،

تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 09:38 | نویسنده : سپیده | نظرات

شهادت امام حسین, اس ام اس تاسوعا و عاشورا, اس ام اس تاسوعا

نام معشوق مبر نزد من از عشق مگو
عشق دیریست که در پیچ و خم عباس است
هر چه داریم همه از کرَم عباس است
خلقت جنت حق لطف کرم عباس است

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

فرقی نمی کند در کجای قرن چندم ایستاده باشم !
مهم این است که من همچنان رعیتم و تو اربابی یا حسین

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

تا دل ز غم تو گشت بی تاب حسین
این چشم تهی نگشت از آب حسین
عمری است نیازمند این درگاهم
یک لحظه گدای خویش دریاب! حسین
شهادت امام حسین (ع) تسلیت

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

اى که دل ها همه از داغ غمت غمگین است
وى که از خون تو صحراى بلا رنگین است
نرود یاد لب تشنه ات از خاطره ها
هر که را مى نگرم از غم تو غمگین است

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

حسین جان گوشه ی چشمی که حرف ها دارم
دلم گرفته ٬ فقط شوق کربلا دارم …

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

در کوچه ها ، نسیم بهشت محرم است
این شهر بی مجالس روضه جهنم است
شکر خدا که هیاتمان باز دایر است
شکر خدا که بر سر این کوچه پرچم است

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

بارِگاه با صفا را عشق است
گنبد و صحن و سرا را عشق است
عرش با آن همه هیبت گوید
حرم کرب و بلا را عشق است

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

بیایید در ماه محرم اگر زنجیر میزنیم
قبل از آن زنجیر غفلت از پای خود باز کرده باشیم
اگر که سینه میزنیم
قبل از آن سینه دردمندی را از غم و آه پاک کرده باشیم
خوب است اگر اشکی میریزیم
قبل از آن اشک از چهره ی مظلومی پاک کرده باشیم

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

سالها گفتیم ما از کربلا
از شهید عشق و میدان بلا
از غمش بر سینه و بر سر زدیم
بوسه بر گهواره اصغر زدیم
باز هم گفتیم: مظلوما حسین
بی کس و بی بال و پر، تنها حسین

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

آنان که به گوش دل شنیدند تو را
رفتند و به پای دل رسیدند تو را
آن کوردلان که بر دلت تیر زدند
دیدند تو را، ولی ندیدند تو را
ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

 از زمین تا آسمان آه است می دانی چرا ؟
یک قیامت گریه در راه است می دانی چرا ؟
بر سر هر نیزه خورشیدی ست یک ماه تمام
بر سر هر نیزه یک ماه است می دانی چرا ؟

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

دلم مست و لبم مست و سرم مست
بخون ای دل که صبرم رفته از دست
بخون ای دل محرم اومد از راه
بخون اجر تو با عباس بی دست . . .
عرض تسلیت به مناسبت امام سوگواری امام حسین(ع)

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

ای قدوقامت تو معنی قدقامت من ایکه الهام عبادت زوجودت گیرم
کربلا کعبه عشق است منم دراحرام شددراین قبله عشاق دوتاتقسیرم
دست من خوردبه ابی که نصیب تو نشد چشم من دیددراین اب روان تصویرم
باید این دیده ودستها بدهم قربانی تاکه تکمیل شود حج من وتقدیرم

 

•.•.•.•.•.•اس ام اس تاسوعا و عاشورا•.•.•.•.•.•

 

نام علمدار سپه آید به گوشم انگار من عمری به او حلقه به گوشم
جانم بلرزد هر می گوید «ابوالفضل» سرّی ست خود بنهاده در اعماق گوشم
ایام سوگواری تسلیت باد




طبقه بندی: محرم الحرام، اس ام اس سیتی،

تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 09:22 | نویسنده : سپیده | نظرات

حضرت عباس(ع),حضرت عباس(ع) در روز عاشورا,حضرت ابوالفضل (ع)

به میدان رفتن حضرت عباس(ع)
مطابق معتبرترین نقلها اولین كسى كه از خاندان پیغمبر شهید شد،جناب على اكبر و آخرینشان جناب ابوالفضل العباس بود،یعنى ایشان وقتى شهید شدند كه دیگر از اصحاب و اهل بیت كسى نمانده بود،فقط ایشان بودند و حضرت سید الشهداء.آمد عرض كرد:برادر جان!به من اجازه بدهید به میدان بروم كه خیلى از این زندگى ناراحت هستم.
جناب ابوالفضل سه برادر كوچكترش را مخصوصا قبل از خودش فرستاد،گفت:بروید برادران! من مى‏خواهم اجر مصیبت‏ برادرم را برده باشم.می‏خواست مطمئن شود كه برادران مادری ‏اش حتما قبل از او شهید شده ‏اند و بعد به آنها ملحق بشود.
نا بر این ام البنین است و چهار پسر،ولى ام البنین در كربلا نیست،در مدینه است.آنان كه در مدینه بودند از سرنوشت كربلا بى خبر بودند.به این زن،مادر این چند پسر كه تمام زندگى و هستی ‏اش همین چهار پسر بود،خبر رسید كه هر چهار پسر تو در كربلا شهید شده‏اند.البته این زن زن كامله‏اى بود،زن بیوه‏اى بود كه همه پسرهایش را از دست داده بود.
گاهى می ‏آمد در سر راه كوفه به مدینه می ‏نشست و شروع به نوحه سرایى براى فرزندانش می ‏كرد.تاریخ نوشته است كه این زن خودش یك وسیله تبلیغ علیه دستگاه بنى امیه بود.هر كس كه مى‏آمد از آنجا عبور كند متوقف مى‏شد و اشك مى‏ریخت.مروان حكم كه یك وقتى حاكم مدینه بوده و از آن دشمنان عجیب اهل بیت است، هر وقت مى‏آمد از آنجا عبور كند بى اختیار مى‏نشست و با گریه این زن مى‏گریست. این زن اشعارى دارد و در یكى از آنها مى‏گوید:
لا تدعونى ویك ام البنین
تذكرینى بلیوث العرین
كانت‏بنون لى ادعى بهم
و الیوم اصبحت و لا من بنین --- (منتهى الآمال،ج 1/ص386‏)
مخاطب را یك زن قرار داده،مى‏گوید:اى زن،اى خواهر!تا به حال اگر مرا ام البنین مى‏نامیدى،بعد از این دیگر ام البنین نگو،چون این كلمه خاطرات مرا تجدید مى‏كند،مرا به یاد فرزندانم مى‏اندازد،دیگر بعد از این مرا به این اسم نخوانید،بله،در گذشته من پسرانى داشتم ولى حالا كه هیچیك از آنها نیستند.
رشیدترین فرزندانش جناب ابوالفضل بود و بالخصوص براى جناب ابوالفضل مرثیه بسیار جانگدازى دارد،مى‏گوید:
یا من راى العباس كر على جماهیر النقد
و وراه من ابناء حیدر كل لیث ذى لبد
انبئت ان ابنى اصیب براسه مقطوع ید
ویلى على شبلى امال براسه ضرب العمد
لو كان سیفك فى یدیك لما دنى منه احد- (منتهى الآمال،ج 1/ص386‏)
پرسیده بود كه پسر من،عباس شجاع و دلاور من چگونه شهید شد؟دلاورى حضرت ابوالفضل العباس از مسلمات و قطعیات تاریخ است.او فوق العاده زیبا بوده است كه در كوچكى به او مى‏گفتند قمر بنى هاشم،ماه بنى هاشم.در میان بنى هاشم مى‏درخشیده است.اندامش بسیار رشید بوده كه بعضى از مورخین معتبر نوشته‏اند هنگامى كه سوار بر اسب مى‏شد،وقتى پاهایش را از ركاب بیرون مى‏آورد،سر انگشتانش زمین را خط مى‏كشید.
بازوها بسیار قوى و بلند،سینه بسیار پهن.مى‏گفت كه پسرش به این آسانى كشته نمی ‏شد.از دیگران پرسیده بود كه پسر من را چگونه كشتند؟به او گفته بودند كه اول دستهایش را قطع كردند و بعد به چه وضعى او را كشتند.آن وقت در این مورد مرثیه‏اى گفت.
مى‏گفت:اى چشمى كه در كربلا بودى،اى انسانى كه در صحنه كربلا بودى آن زمانى كه پسرم عباس را دیدى كه بر جماعت‏شغالان حمله كرد و افراد دشمن مانند شغال از جلوى پسر من فرار مى‏كردند.پسران على پشت‏سرش ایستاده بودند و مانند شیر بعد از شیر، پشت پسرم را داشتند.واى بر من!به من گفته‏اند كه بر شیر بچه تو عمود آهنین فرود آوردند.عباس جانم،پسر جانم!من خودم مى‏دانم كه اگر تو دست در بدن مى‏داشتى، احدى جرات نزدیك شدن به تو را نداشت.
و لا حول و لا قوة الا بالله

---------------------------
 مقتل حضرت عباس(ع) به نقل از کتاب شرح شمع
عصر عاشورا، پس از شهادت اصحاب و یاران، حضرت عباس علیه السلام تنهایی و بی كسی امام را نتوانست تحمل كند. محضر امام(ع) رسید و رخصت میدان رفتن و جانفشانی خواست و عرضه داشت : برادر جان! اجازه میدان می دهی؟ امام حسین(ع) گریه شدیدی كردند و فرمودند: برادر! تو پرچمدار منی.
عباس(ع) عرض كرد: «سینه ام تنگی می كند و از زندگی سـیر گشتـه ام.» امام(ع) فرمودند: مقداری آب برای این طفلان تهیه نما. جناب قمر بنی هاشم(ع) مشك به دوش گرفت و روانه میدان شد. با سپاه حریف، درباره آوردن آب به خیمه ها سخن گفت.
وقتی از آن ها مأیوس شد، نزد امام(ع) بازگشت و طغیان و سركشی دشمن را به عرض رسانید. در این حال صدای العطش كودكان فضای خیمه ها را پر كرده بود.
سقّا نگاهی به چهره معصوم كودكان انداخت و بدون تأمل سوی شریعه فرات برگشت و به نگهبانان شریعه حمله كرد و جمع كثیری را كشت و وارد شریعه شد، دست زیر آب برد تا مقابل صورت آب را بالا آورد. «ذَكَرَ عَطَش الحسین و اهل بیته» به یاد لبان خشكیده حسین و اهل بیتش افتاد و آب را برگرداند به شریعه.
هنگام بازگشت، دشمن راه را بر او بست. حضرت برای محافظت از مشك به سمت نخلستان رفت و دشمن نیز به دنبالش.
از هر طرف تیر و نیزه به سمتش پرتاب می كردند، تا اینكه زره از انبوه تیرها همچون خار پشت به نظر می رسید. ابرص بن شیبان دست راست حضرت را قطع نمود، حضرت مشك را به دوش چپ انداخت و با دست چپ جنگید و این گونه رجز خواند: «وَ اللهِ اِنْ قَطَعْتُموا یَمینی، اِنّی اُحامی اَبَداً عَنْ دینی»، به خدا قسم اگر دست راستم را قطع كنید، من از حمایت از دینم دست بر نمی دارم.
در این هنگام دست چپ حضرتش را حكیم بن طفیل از مچ قطع كرد. مشك را به دندان های مبارك گرفته سعی می كرد آب را به خیام برساند. لذا خود را به روی مشك انداخت. در این حال دشمن تیری به چشم و تیری به مشك زد، حكیم بن طفیل با گرزی آهنین فرق مبارك را نشانه گرفت و ضربتی وارد کرد و او را بر زمین انداخت.
عباس(ع) عرضه داشت: «یا ابا عبد الله علیك منی السلام»، ای اباعبد الله بر تو سلام، مرا دریاب.
امام خود را به نعش برادر رسانید، وقتی قمربنی هاشم در بالین امام حسین(ع) جان سپرد، حضرت فرمودند: «الان انْكَسَر ظَهری»، عباسم الآن كمرم شكست و چاره ام از هم گسست.(شرح شمع:صفحه 210 و 211)
 -----------------------------------
وقتى كه قد سرو خم شد
كسانى كه حسین علیه السلام خود را به بالین آنها رساند مختلف بودند،هر كس در یك وضعى قرار داشت.وقتى امام وارد مى‏شد یكى هنوز زنده بود و با آقا صحبت می ‏كرد، دیگرى در حال جان دادن بود.
در میان كسانى كه ابا عبد الله علیه السلام خود را به بالین آنها رسانید،هیچ كس وضعى دلخراش‏تر و جانسوزتر از برادرش ابو الفضل العباس براى او نداشت،برادرى كه حسین علیه السلام خیلى او را دوست می ‏دارد و یادگار شجاعت پدرش امیر المؤمنین است.
در جایى نوشته ‏اند ابا عبد الله علیه السلام به او گفت:برادرم‏«بنفسى انت‏»عباس جانم!جان من به قربان تو.این خیلى مهم است.عباس در حدود بیست و سه سال از ابا عبد الله علیه السلام كوچكتر بود(ابا عبد الله 57 سال داشتند و عباس یك مرد جوان 34 ساله بود).ابا عبد الله به منزله پدر ابا الفضل از نظر سنى و تربیتى به شمار می ‏رفت،آنوقت‏به او می ‏گوید: برادر جان!«بنفسى انت‏»اى جان من به قربان تو!
ابا عبد الله كنار خیمه منتظر ایستاده است.یك وقت فریاد مردانه ابا الفضل را مى‏شنود.(نوشته‏اند ابا الفضل علیه السلام چهره‏اش آنقدر زیبا بود كه‏«كان یدعى بقمر بنى هاشم‏»در زمان خود معروف به ماه بنى هاشم بود.
اندامش به قدرى رسا بود كه بعضى از اهل تاریخ نوشته‏اند:«و كان یركب الفرس المطهم و رجلاه یخطان فى الارض‏»سواراسب تنومندى شد،پایش را كه از ركاب بیرون مى‏كشید،با انگشت پایش مى‏توانست زمین را خراش بدهد.حالا گیرم به قول مرحوم آقا شیخ محمد باقر بیرجندى یك مقدار مبالغه باشد،ولى نشان مى‏دهد كه اندام بسیار بلند و رشیدى داشته است، اندامى كه حسین از نظر كردن به آن لذت مى‏برد).
وقتى كه حسین علیه السلام به بالاى سر او مى‏آید،مى‏بیند دست در بدن او نیست،مغز سرش با یك عمود آهنین كوبیده شده و به چشم او تیر وارد شده است.بى جهت نیست كه گفته‏اند:«لما قتل العباس بان الانكسار فى وجه الحسین‏»عباس كه كشته شد،دیدند چهره حسین شكسته شد.خودش فرمود:
«الان انقطع ظهرى و قلت‏حیلتى‏».
و لا حول و لا قوة الا بالله العلى العظیم و صلى الله على محمد و آله الطاهرین.

كتاب: مجموعه آثار ج 17 ص 260
نویسنده: شهید مطهرى
aviny.com




طبقه بندی: محرم الحرام،

تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 09:13 | نویسنده : سپیده | نظرات

تاجر ورشکسته        ۴۶۰ کیلوبایت

توبه جوانی گناهکار   ۱۹۸ کیلوبایت

حال شهیدان           ۱۷۵ کیلوبایت

رسول ترک              ۴۵۲ کیلوبایت

شهادت حضرت اباالفضلع ۳۸۶کیلوبایت

شکایت علیع ازامت  ۱۸۹ کیوبایت

علی گندابی            ۶۱۴ کیلوبایت

کفن دزد                  ۳۵۹ کیلوبایت




طبقه بندی: محرم الحرام،

تاریخ : چهارشنبه 22 آبان 1392 | 02:27 | نویسنده : سپیده | نظرات

محرم,ماه محرم,عزاداری محرم

«گریه» مظهر شدیدترین حالات احساسى انسان است، و علت‌ها و انگیزه‏هاى مختلفى دارد كه هر یك از آنها نشان‌دهنده حالتى خاص است. در روایات، بعضى از انواع گریه تحسین شده و از صفات پسندیده بندگان پاكدل خداوند به حساب آمده است، و بعضى از انواع گریه مذموم شمرده شده است.

گریه، از حالات و انفعالات انسانى است كه با مقدمه‏اى از اندوه و ناراحتى روانى به طور طبیعى به ظهور مى‏رسد، و گاه ممكن است انگیزه‏اش هیجانات تند روانى باشد. مثل شوق و ذوقى كه از دیدار محبوب پس از زمانى طولانى ناشى مى‌شود. همچنین گاهى هم گریه كردن حاكى از عقاید مذهبى انسان است با این توصیف، از آنجایى كه گریه عملى طبیعى و اى بسا غیر ارادى است؛ لذا نمى‌شود مورد امر و نهى و حسن و قبح قرار گیرد، بلكه آنچه كه مورد حسن و قبح است، مقدمات و انگیزه‏هاى گریه مى‏باشد. چنانكه گفته‏اند: «تو آنى كه در بند آنى.»


ادامه مطلب

طبقه بندی: محرم الحرام، مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی،

تاریخ : سه شنبه 21 آبان 1392 | 20:33 | نویسنده : سپیده | نظرات
محرم الحرام

 

1. "خوارزمی" در مقتل الحسین و "خیابانی" در وقایع الایام نوشته‏اند كه در روز هشتم محرم امام حسین علیه‏السلام و اصحابش از تشنگی سخت آزرده خاطر شده بودند؛ بنابراین امام علیه‏السلام كلنگی برداشت و در پشت خیمه‏ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را كَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشكها را پر كردند، سپس آن آب ناپدید شد و دیگر نشانی از آن دیده نشد. هنگامی كه خبر این ماجرا به عبیداللّه‏ بن زیاد رسید، پیكی نزد عمر بن سعد فرستاد كه: به من خبر رسیده است كه حسین چاه می‏كَند و آب بدست می‏آورد. به محض اینكه این نامه به تو رسید، بیش از پیش مراقبت كن كه دست آنها به آب نرسد و كار را بر حسین علیه‏السلام و یارانش سخت بگیر. عمر بن سعد دستور وی را عمل نمود.1

 

2. در این روز "یزید بن حصین همدانی" از امام علیه‏السلام اجازه گرفت تا با عمر بن سعد گفتگو كند. حضرت اجازه داد و او بدون آنكه سلام كند بر عمر بن سعد وارد شد؛ عمر بن سعد گفت: ای مرد همدانی! چه چیز تو را از سلام كردن به من بازداشته است؟ مگر من مسلمان نیستم؟ گفت: اگر تو خود را مسلمان می‏پنداری پس چرا بر عترت پیامبر شوریده و تصمیم به كشتن آنها گرفته‏ای و آب فرات را كه حتی حیوانات این وادی از آن می‏نوشند از آنان مضایقه می‏كنی؟

عمر بن سعد سر به زیر انداخت و گفت: ای همدانی! من می‏دانم كه آزار دادن به این خاندان حرام است، من در لحظات حسّاسی قرار گرفته‏ام و نمی‏دانم باید چه كنم؛ آیا حكومت ری را رها كنم، حكومتی كه در اشتیاقش می‏سوزم؟ و یا دستانم به خون حسین آلوده گردد، در حالی كه می‏دانم كیفر این كار، آتش است؟ ای مرد همدانی! حكومت ری به منزله نور چشمان من است و من در خود نمی‏بینم كه بتوانم از آن گذشت كنم.

یزید بن حصین همدانی بازگشت و ماجرا را به عرض امام علیه‏السلام رساند و گفت: عمر بن سعد حاضر شده است شما را در برابر حكومت ری به قتل برساند.2

"خوارزمی" در مقتل الحسین و "خیابانی" در وقایع الایام نوشته‏اند كه در روز هشتم محرم امام حسین علیه‏السلام و اصحابش از تشنگی سخت آزرده خاطر شده بودند؛ بنابراین امام علیه‏السلام كلنگی برداشت و در پشت خیمه‏ها به فاصله نوزده گام به طرف قبله، زمین را كَند، آبی گوارا بیرون آمد و همه نوشیدند و مشكها را پر كردند.

3. امام علیه‏السلام مردی از یاران خود بنام "عمرو بن قرظة" را نزد ابن سعد فرستاد و از او خواست تا شب هنگام در فاصله دو سپاه با هم ملاقاتی داشته باشند.

شب هنگام امام حسین علیه‏السلام با 20 نفر و عمر بن سعد با 20 نفر در محل موعود حاضر شدند. امام حسین علیه‏السلام به همراهان خود دستور داد تا برگردند و فقط برادر خود "عباس" و فرزندش "علی‏اكبر" را نزد خود نگاه داشت. عمر بن سعد نیز فرزندش "حفص" و غلامش را نگه داشت و بقیه را مرخص كرد.

در این ملاقات عمر بن سعد هر بار در برابر سؤال امام علیه‏السلام كه فرمود: آیا می‏خواهی با من مقاتله كنی؟ عذری آورد. یك بار گفت: می‏ترسم خانه‏ام را خراب كنند! امام علیه‏السلام فرمود: من خانه‏ات را می‏سازم. ابن سعد گفت: می‏ترسم اموال و املاكم را بگیرند! فرمود: من بهتر از آن را به تو خواهم داد، از اموالی كه در حجاز دارم. عمر بن سعد گفت: من در كوفه بر جان افراد خانواده‏ام از خشم ابن زیاد بیمناكم و می‏ترسم آنها را از دم شمشیر بگذراند.

حضرت هنگامی كه مشاهده كرد عمر بن سعد از تصمیم خود باز نمی‏گردد، از جای برخاست در حالی كه می‏فرمود: تو را چه می‏شود؟ خداوند جانت را در بسترت بگیرد و تو را در قیامت نیامرزد. به خدا سوگند! من می‏دانم كه از گندم عراق نخواهی خورد! ابن سعد با تمسخر گفت: جو ما را بس است.3

 

4. پس از این ماجرا، عمر بن سعد نامه‏ای به عبیداللّه‏ نوشت و ضمن آن پیشنهاد كرد كه حسین علیه‏السلام را رها كنند؛ چرا كه خودش گفته است كه یا به حجاز برمی‏گردم یا به مملكت دیگری می‏روم. عبیداللّه‏ در حضور یاران خود نامه ابن سعد را خواند، "شمر بن ذی الجوشن" سخت برآشفت و نگذاشت عبیداللّه‏ با پیشنهاد عمر بن سعد موافقت كند4



پی نوشت ها

1. وقایع الایام، ج5، ص27؛ مقتل الحسین، خوارزمی، ج1، ص244.

2. كشف الغمة، ج2، ص47.

3. بحارالانوار، ج44، ص388.

4. ارشاد، شیخ مفید، ج2، ص82.





طبقه بندی: محرم الحرام، مـطالب مـذه‍‍‍‍ـبی،

تاریخ : دوشنبه 20 آبان 1392 | 19:37 | نویسنده : سپیده | نظرات


علت نامگذاری این ماه و حرمت ویژه آن در میان مسلمانان

تاسیس تاریخ برای مسلمانان در زمان خلافت خلیفه دوم مسلمین و با مشورت علی (ع) در سال شانزدهم هجری صورت گرفته است. مبدا تاریخ را هجرت پیامبر و ماه نخست آن را محرم، سالی كه هجرت روی داده بود گرفتند ....(1) علت نامگذاری این ماه آن بود كه در ایام جاهلیت، جنگ در این ماه را حرام می دانستند.

ـ در دوم ماه محرم الحرام سال 61 هجری كاروان حضرت امام حسین (ع) وارد كربلا شد و سپاهیان دشمن كه هر روز بر تعدادشان افزوده می شد در روزهای تاسوعا و عاشورا كه روز نهم و دهم محرم می باشد او و یارانش را به شهادت رساندند. پیشوای هشتم شیعیان امام رضا (ع) در خصوص این ماه فرمود: در جاهلیت، حرمت این ماه نگاه داشته می شد و در آن  نمی جنگیدند ولی در این ماه، خونهای ما را ریختند و حرمت ما را شكستند و فرزندان و زنان ما را اسیر كردند و خیمه ها را آتش زدند و غارت كردند و حرمت پیامبر را دربارة ذریه اش رعایت نكردند. .... آیت الله میرزا جواد ملكی تبریزی در «مراقبات» نوشته است:«كودكانم را می دیدم كه در دهة نخست ماه محرم غذا نمی خوردند و به نان خالی اكتفا می كردند كسی هم به آنان نگفته بود ماه محرم شروع شده است گمان می كنم عشقی درونی آنان را برمی انگیخت.» (2) به همین دلیل ماه محرم با حادثه عاشورا عجین شده است و فرا رسیدن آن دلها را پر از غم می سازد و پیروان و شیفتگان امام حسین (ع) از اول محرم، محافل و مجالسی را سیاهپوش كرده، به یاد آن امام شهید به عزاداری می پردازند.... (3)
 

شیعیان در بزرگداشت شهدای کربلا،

هر روز از دهه اول ماه محرم را مختص به یکی از بزرگان این نهضت جاویدان می دانند.
روز اول محرم : مسلم ابن عقیل علیه السلام

روز دوم محرم : ورود کاروان به کربلا ( ورودیه )

روز سوم محرم : حضرت رقیه علیها السلام

روز چهارم محرم : حضرت حر و اصحاب علیهم السلام - طفلان زینب علیهما السلام

روز پنجم محرم : اصحاب  و عبدالله ابن الحسن علیهم السلام

روز ششم محرم : حضرت قاسم ابن الحسن علیه السلام

روز هفتم محرم : روضه عطش و علی اصغر علیه السلام

روز هشتم محرم : حضرت علی اکبر علیه السلام

روز نهم محرم : روز تاسوعا - حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام

روز دهم محرم : روز عاشورا - حضرت ابا عبدالله الحسین علیه السلام - حضرت زینب علیها السلام و شام غریبان

روز یازدهم محرم : حرکت کاروان از کربلا

روز دوازدهم محرم : ورود کاروان به کوفه

 

1-(تاریخ تحلیلی اسلام/ دكتر شهیدی/ ص130)
2-(پیام آورعاشورا/ مهاجرانی/ص 11)

3-(با اندكی دخل و تصرف/ فرهنگ عاشورا جواد محدثی/ ص 406)




طبقه بندی: محرم الحرام، دانستنی های مذهبی،

تاریخ : یکشنبه 19 آبان 1392 | 19:22 | نویسنده : سپیده | نظرات

تعداد کل صفحات : 5 :: 1 2 3 4 5

  • شمالی
  • میوه ها
  • کارت شارژ همراه اول