گفتم: خدایا از همه دلگیرم

گفت:حتی از من؟
گفتم: خدایا دلم راربودند!
گفت:پیش از من؟
گفتم: خدایا چقدر دوری
گفت:تو یامن؟
گفتم: خدایا تنهاترینم!
گفت:پس من؟
گفتم:خدایا کمک خواستم!
گفت: ازغیر من؟
گفتم: خدایا دوستت دارم

گفت:بیش از من؟
گفتم: خدایا اینقدر نگو من!
گفت:من توام تو هم تکه ای از وجود من..!


مرا کسی نساخت,خدا ساخت                   

نه آنچنان که"کسی میساخت"

که من کسی نداشتم.

کسم خدابود,کس بی کسان.

او بود که مرا ساخت

آنچنان که خودش میخواست.

نه از من پرسید و نه از آن"من دیگر"م.            

من یک گل بی صاحب بودم.

مرا از روح خود در آن دمید.

و بر روی خاک و در زیر آفتاب,

تنها رهایم کرد.

"مرا به خودم واگذاشت".




کاش میشد فقط هروقت که دلمون میگیره پیش خدا نریم و شکایت نکنیم,

کاش میشد فقط وقتی ناراحتیم از دنیاش براش نگیم,

کاش میشد وقتی که خوشحالیم فقط برای یکبار بهش چشمک بزنیم,

کاش میشد وقتی که داریم اشک شوق میریزیم سرمون رو رو به آسمونش بگیریم و فقط یه لبخند کوچیک بزنیم,

کاش میشد یادمون باشه خدا همیشه هست

هر ثانیه,هر دقیقه,هر ساعت,

هستش و داره بهمون نگاه میکنه,

کاش دیگه از درد و خستگی هامون براش نگیم,

کاش که عاشقش باشیم و فقط براش بخندیم,

اونم همین رو دوست داره

                                                      لبخند بنده هاشو.



از خدا خواستم عادت‌های زشت را تركم بدهد.خدا فرمود:خودت باید آنها را رها كنی.

از او درخواست كردم فرزند معلولم را شفا دهد.فرمود: لازم نیست، روحش سالم است؛ جسم هم كه موقت است.

از او خواستم لااقل به من صبر عطا كند.فرمود: صبر، حاصل سختی و رنج است. عطاكردنی نیست، آموختنی است.

از او خواستم مرا گرفتار درد و عذاب نكند.فرمود: رنج از دلبستگی‌های دنیایی جدا و به من نزدیك‌ترت می‌كند.

از خدا خواستم كاری كند كه از زندگی لذت كامل ببرم.فرمود: برای این كار من به تو زندگی داده‌ام.





خدا را شکر که در پایان روز از خستگی از پا می افتم,این یعنی توان سخت کار کردن را دارم.

خدا را شکر که مالیات میپردازم,این یعنی شغل و درآمدی دارم.

خدا را شکر که باید ریخت و پاشهای بعد مهمانی را جمع کنم,این یعنی در میان دوستانم بوده ام.

خدا را شکر که لباسهایم کمی برایم تنگ شده اند,این یعنی غذای کافی برای خوردن دارم.

خدا را شکر که باید زمین را بشویم و پنجره ها را تمیز کنم,این یعنی خانه ای دارم.

خدا را شکر که در مکانی دور جای پارک پیدا کردم,این یعنی هم توان راه رفتن دارم و هم اتومبیلی برای سوار شدن.

خدا را شکر که سر و صدای همسایه ها را میشنوم,این یعنی میتوانم بشنوم.

خدا را شکر که این همه شستنی و اتو کردنی دارم,این یعنی من لباس برای پوشیدن دارم.

خدا را شکر که مجبورم هرروز صبح زود با زنگ ساعت بیدار شوم,این یعنی من هنوز زنده ام.

خدا را شکر که گاهی اوقات بیمار میشوم,این یعنی به یاد می آورم که اغلب اوقات سالم هستم.

خدا را شکر که خرید هدایای سال نو جیبم را خالی میکند,این یعنی عزیزانی دارم که میتوانم برایشان هدیه بخرم.







طبقه بندی: خدای همیشه تنها،

تاریخ : سه شنبه 31 مرداد 1391 | 12:36 | نویسنده : سپیده | نظرات

  • شمالی
  • میوه ها
  • کارت شارژ همراه اول
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات