دکتر شریعتی :
خواستم بگویم که فاطمه دختر محمد است ؛ دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه همسر علی است ؛ دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه مادر حسین است ؛ دیدم که فاطمه نیست.
خواستم بگویم که فاطمه مادر زینب است ؛ باز دیدم که فاطمه نیست.
      نه ! این‌ها همه هست و این همه فاطمه نیست ؛ فاطمه ، فاطمه است!!!

.
.
.
 در مَجد وشرف یکّه و تنها هستی  / در فخر تو بس ، اُمّ ابیها هستی

مریم که مقدس شده یک عیسی داشت  / تو مادر یازده مسیحا هستی . . .

.

.

.

غرقاب غمم دگر مرا ساحل نیست  / جز اشک فراق دیگرم حاصل نیست

ای مرگ بیا!که زندگی کردن من  / بی فاطمه جز خوردن خون دل نیست . . .

.

.

.

نیازی از سر احساس خواهم  / برات کربلا از یاس خواهم

به حق پهلوی بشکسته ی او  / طواف مرقد عباس خواهم . . .

.

.

.

ما زنده به لطف و رحمت زهرائیم / مامور برای خدمت زهرائیم

روزی که تمام خلق حیران هستند / ما منتظر شفاعت زهرائیم . . .

یا زهرا(س)

.

.

.

یتیمان جز دو چشم تر ندارند / به غیر از خاک غم بر سر ندارند

چو مادر مرده ها باید فغان کرد / که طفلان علی مادر ندارند . . .

.

.

.

تو هم با کوفه هم دستی مدینه / نمک خوردی ولی پستی مدینه

کسی بر بازوی زهرا نمی زد / اگر دستم نمی بستی مدینه . . .

.

.

.

زهرا اگر در اول خلقت ظهور داشت / دیگر خدا نیاز به پیغمبری نداشت

فرموده اند در برکات وجود او / زهرا اگر نبود علی همسری نداشت

محشر بدون مهریه ی همسر علی / سوگند می خوریم شفاعتگری نداشت

.

.

.

آهسته می شوید یگانه همسرش را

با آب زمزم آیه های کوثرش را

آهسته می شوید غریب شهر یثرب

پشت و پناه و تکیه گاه و یاورش را

.

.

.

مسیحا گر دمش اعجاز سازد  / زبان بر ذکر زهرا باز سازد

گره از مشکلات خلق ، زهرا  / به یک گوشه نگاهی باز سازد . . .

.

.

.

ای لیلة القدر علی آخر چرا گشتی سحر  / ای راحت جان علی آخر چرا کردی سفر

هجران تو آتش زده بر قلب زار مرتضی  / یا تو بکن ترک سفر یا با خودت من را ببر . . .

.

.

.

ای بی نشانه ای که خدا را نشانه ای  / هر سو نشان توست ولی بی نشانه ای

زهرای پاک، ای غم زیبای دلنشین  / تو خواندنی ترین غزل عاشقانه ای . . .

.

.

.

ای نور خدا سرشته با آب و گِلَت  / ای مهر علی راز هویدای دلت

این ذکر هزارساله ی مهدی توست  / ای یاس نبی « بِاَیِّ ذنب قتلت؟  . . .

.

.

.

نگاه سرد مردم بود و آتش / صدا بین صدا گم بود و آتش

بجای تسلیت با دسته ی گل  / هجوم قوم هیضم بود و آتش . . .

شهادت حضرت فاطمه الزهرا(س) تسلیت

.

.

.

کمی از غسل زیر پیرهن ماند / کمی از خون خشک بر بدن ماند

کفن را در بغل بگرفت و بو کرد / همان طفلی که آخر بی کفن ماند . . .

.

.

.

عمریست رهین منت زهرائیم / مشهور شده به عزت زهرائیم

مُردیم اگر به قبر ما بنویسید / ماپیر غلام حضرت زهرائیم . . .

.

.

.

چه حالی داده دل را دست مادر / که می شستی زدنیا دست مادر

از آن سیلی مگر چشمت نمی دید / که می جستی مرا با دست مادر . . .

.

.

.

غم دوران من گردد یتیمی / که هم پیمان من گردد یتیمی

من از قد کمانت حتم دارم / بلای جان من گردد یتیمی . . .

.

.

.

زهرا اگر نبود خدا مظهری نداشت  / توحید انعکاس نمایانتری نداشت

جز در مقام عالی زهرا فنا شدن / ملک وجود فلسفه دیگری نداشت . . .

.

.

.

چه تعبیری خدا در نقطه دارد ؟ / که تفسیری جدا هر نقطه دارد
به تعداد بهار عمر زهرا ( س ) / همین اندازه کوثر نقطه دارد
( سوره ی کوثر ۱۸ نقطه دارد )
.

.
.
شمع شب افروز حیدر میرود سوی جنان / با دلی بشکسته و با قامتی همچون کمان
پر گرفته مرغ باغ آرزوهای علی / در غمش خون گرید امشب دیده هفت آسمان
.

.


.
دلا بیا به سرای علی سری بزنیم / به خانه ای که شکسته درش ، دری بزنیم
شنیده ام که در این روزها علی تنهاست / بیا به خانه بی فاطمه سری بزنیم
.

.

.
گرچه مظلومی مولا سندی معتبر است / این سند ثابت و امضا شده با میخ در است
.

.

.
یک عمر تماشای دری خون آلود / یادآوری حادثه ای سرخ و کبود
کم کم به علی بال پریدن می داد / ای تیغ نیازی به حضور تو نبود
.

.

.

خون است که روی خاک افتاده است / داغ است به قلب سرنوشت افتاده است
خیزید و فرشته را به بیرون ببرید / آتش به در باغ بهشت افتاده است
.

.

.
زندگی ارزش ندارد بی ولای فاطمه / قلبم آرامش ندارد بی ولای فاطمه
در سماوات و زمین گر نور می بینی از اوست / مهر و مه تابش ندارد بی ولای فاطمه
.
.
.

لااقل با من بگو از حالت ای نیکو سرشت / ای نگاهت بهر حیدر برتر از باغ و بهشت
رنگ رخسارت خبر می دهد از سر ضمیر / چه کسی روی کتاب عمر تو «پایان» نوشت ؟
.
.
.

تا که پرسیدم ز منطق عشق چیست ؟ / در جوابم این چنین گفت و گریست
لیلی و مجنون همه افسانه اند / عشق تفسیری ز زهرا (س) و علیست (ع)
.
.
.

هر سینه که دوستدار زهراست / آشفته و بی قرار زهراست
گنجینه ی هفت آسمان ها / در سینه ی خون نگار زهراست
از شرح کرامتش همین بس / عالم همه وامدار زهراست
.
.
من با که گویم این که بهارم خزان شده ؟ / ماهم به خاک تیره غربت نهان شده
بانوی بی نشان که به هرسو نشان ز اوست / رفت از برم به قامت همچون کمان شده
.

.

.

آیا تو گل احمد مختار نبودی ؟ / آیا تو همان مادر اطهار نبودی ؟
آیا ثمر چله‌ی پیغمبر اکرم / تو سیب بهشت و گل بی خار نبودی ؟
.
.
گل من که رنگش نیلی نبود ! / جواب محبت که سیلی نبود
.
.
سر فصل کتاب آفرینش زهراست / روح ادب و کمال و بینش زهراست
روزی که گشایند در باغ بهشت / مسئول گزینش و پذیرش زهراست
.
.

بر عالمیان رحمت رحمان زهراست / در هر دو جهان سرور نسوان زهراست
نوری که دهد شاخه ی طوبی از اوست / کوثر که خدا گفته به قرآن زهراست
.
.
منم زینب که بی دلدار مانده ست / به قلبم خون به چشمم خار مانده ست
نگاهم خیره می ماند همیشه / به آن خونی که بر دیوار مانده ست
.
.
دل از غم فاطمه توان دارد ؟ نه ! / و ز تربت او کسی نشان دارد ؟ نه !
آن تربت گمگشته به بر ، زواری / جز مهدی صاحب الزمان دارد ؟ نه !






طبقه بندی: اس ام اس سیتی، ایام فاطمیه،

تاریخ : یکشنبه 4 فروردین 1392 | 23:06 | نویسنده : سپیده | نظرات

  • شمالی
  • میوه ها
  • کارت شارژ همراه اول
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات