هوایت دستان سنگینی داشت،وقتی به سرم زد فهمیدم...
.
.
.
بی انصاف این گره با یک نگاه تو یاز میشود...
تمام دندانهایم درد میکند...!
.
.
.

شمرده بودم چهار سیگار راهه بود تا خانه ی تو....
حالاسیگار به سیگار،کوچه به کوچه میگرم و
نمیرسم به خانه ات...!
.
.
.

چه تجارت ناشیانه ای بود ...!
آن همه نازی که من از تو خریدم...
.
.
.

حسادت نکن!!!!!!
آنکه بعد از تو مرا سخت در آخوش گرفت"خاک"است...
.
.
.

در دفتر خاطراتم نوشتم :عشق زیباست
معلم دفترم را دید و گفت:عشق رویاست
گفتم:تو از عشق چه میدانی؟
گفت در عالم عشق عاشق همیشه تنهاست...
.
.
.

در خیال دیگری میرفت و من چه عاشقانه
کاسسه آپشتش خالی میکردم....
.
.
.

عذاب یعنی اون که دوستش داری بشینه بغلتو
 از اونی که دوستش داره واست بگه
.
.
.

رفته ای؟؟؟
بعضی ها بهش میگن قسمت...
اما من تازگییها بهش میگم
به درک...



طبقه بندی: اشعار، عاشقانه ها،

تاریخ : سه شنبه 21 آذر 1391 | 18:13 | نویسنده : سپیده | نظرات

  • شمالی
  • میوه ها
  • کارت شارژ همراه اول
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic