تکلیفم روشن شد،خاموش می شوم شیرینم....
فرهاد وار این بار باید به جای کوه
دل بکنم


 

****

به جان چشمانت قسم
اینبار آنچنان رفتنی ام
که ، کاسه های آب را هم قسم دهی
نه آن روزها باز میگردند و نه من . .

تو دست در دست دیگری ….
من در حال نوازشِ دلی که سخت گرفته است از تو ….
مدام بر او تکرار می کنم که نترس عزیز دل...

 

****

خاطراتت صف کشیده اند !
یکی پس از دیگری ...
حتی بعضی هاشان آنقدر عجولند که صف را بهم زده اند !!
و من ...
فرار می کنم
از فکر کردن به تو
مثل رد کردن آهنگی که ...
خیلی دوستش دارم خیلی!!





طبقه بندی: اشعار، عاشقانه ها،

تاریخ : یکشنبه 19 آذر 1391 | 16:06 | نویسنده : سپیده | نظرات

  • شمالی
  • میوه ها
  • کارت شارژ همراه اول
  • شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic